بررسی نقش نخستین عکس‌های خاورمیانه در مطالعات پژوهش

مرتضی صدیقی فرد


چکیده
از همان ابتدای اختراع عکاسی، بازنمایی واقع‌گرایانه‌ی این رسانه‌ زمینه‌ساز حضور جدی عکس به مثابه‌ی سند در پژوهش‌های علمی شد. به دنبال موج شرق‌گرایی، عکاسان زیادی در سالیان نخستین جهت تهیه‌ی عکس از فضاهای تاریخی تمدن‌های باستانی عازم خاورمیانه شدند که ماحصل آن میلیون‌ها تصویر بایگانی شده از این بناها در نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم است. در این پژوهش ضمن شرح روایتی تاریخی از حضور عکاسان غربی در خاورمیانه، به بررسی مراکز بایگانی عکس‌های نخستین پرداخته می‌شود. همچنین پس از مشخص نمودن جایگاه و ارزش نخستین عکس‌های خاورمیانه در مطالعات پژوهشی، اشتباهات رایج پژوهشگران در استفاده از این عکس‌ها را بررسی کرده و در نهایت به شیوه‌ی صحیح کاربرد این آثار اشاره خواهد شد.

مقدمه
خاورمیانه به عنوان خاستگاه سرزمین‌های کهن و باستانی، همواره در نظر پژوهشگرانِ تاریخ، باستان‌شناسی و هنر از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. کشف تعداد زیادی آثار باستانی مختلف از تمدن‌های بین‌النهرین، مصر و ایران در این پهنه‌ی جغرافیایی سبب شده تا  این منطقه به کانون توجه درخشانی از تاریخ بشری مبدل شود. در میانه‌ی قرن نوزدهم، باستان‌شناسی بیشتر تحت تأثیر عتیقه‌گرایی بود، به همین دلیل توجه به سازه‌ها و معماری بناها کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار می‌گرفت؛ اما برخلاف باستان‌شناسانِ آن زمان، سیاحان، دیپلمات‌ها و نظامیان غربی توجه زیادی به بناهای باستانی نشان می‌دادند و در سفرنامه‌هایشان به توصیف این بناها می‌پرداختند. در کنار شرح خود، در ابتدا طرح یا نقاشی و بعدها عکسی از ابنیه را‌ الصاق می‌کردند، با این حال مشخص است که به چیزی فراتر از ظاهر سازه‌ها توجه نداشتند. (Dorrell 1994, 1)
در دوران ابتدایی اختراع عکاسی، باور به صداقت تصویر عکاسانه، شور و اشتیاقی بی‌بدیل را میان پژوهشگران به راه انداخت و سبب شد که باستان‌شناسان در دهه‌ی 1850 م، عکاسی را به عنوان یک اکسیر حقیقت‌یاب در نظر بگیرند. عده‌ی زیادی برای روشن ساختن واقعیت و ثبت بازنمودی بی‌طرفانه و صادق از طبیعت دست‌به‌کار شدند. اگرچه در آن روزگار، عکاسی در زمینه‌هایی نظیر کمک به نقاشان مورد استفاده قرار می‌گرفت، اما نقش آن به عنوان ابزاری دقیق و کارآمد در انتقال اطلاعات بصری به مراتب جدی‌تر تلقی می‌شد. هنگامی که فرانسوا آراگو  اختراع عکاسی را در آکادمی علوم پاریس در 19 اگوست 1839 تشریح کرد، در ستایش این اختراع جدید چنین گفت که: «به مدد عکاسی میلیون‌ها نسخه‌ی کپی از هیروگلیف‌ها، بناهای بزرگ از تبِس، ممفیس و کارناک به وجود خواهد آمد.» (Lalvani 1996, 16)
این‌گونه شد که باستان‌شناسان دوربین عکاسی را به صورت وسیله‌ای برای تعیین اصیل بودن اشیاء در نظر گرفتند، در حالی که یک قرن بعد، با آزمایش کربن 14 مشخص شد که بعضی از آثار ثبت شده در آن روزگار اصالت ندارند و عکس‌های تحریف‌شده از مراحل حفاری، شیء را اصیل نشان داده بود. سال 1852 م هیئت ‌امنای موزه‌ی بریتانیا با هنری فاکس تالبوت درباره‌ی امکان عکاسی از کتیبه‌های خط میخی در موزه مشورت نمودند. (حسین طهرانی 1394, 23) در اواخر همین قرن عکاسی با فعالیت باستان‌شناسانی چون فردریک وارد پوتنام  و آگوستوس پیت ریور ، در مرکز روش‌های تعریف‌شده‌ی کاوش که تلاش می‌شد روزبه‌روز علمی‌تر شوند، قرار گرفت. در این مسیر رفته‌رفته از عکاسی نه تنها در ثبت ظواهر بناها بلکه در همه‌ی ابعاد کاوش، از ثبت نمای محوطه‌های مورد کاوش تا تکمیل گزارش‌ها و ثبت تصویر اشیاء یافت شده و تحلیل‌های علمی متعاقب آن استفاده می‌شد. باستان‌شناسان به امید کشف رازهای سربه‌مهر دوران گذشته، از عکاسی برای بررسی‌های خود در مطالعه‌ی هرچه بهتر جزئیات ویژه‌ی آثار مانند بررسی یک هیروگلیف و یا درک تناسبات موجود در یک بنا استفاده می‌کردند. بسیاری از عکاسان اولیه توانستند عکس‌های بسیار برجسته‌ای از آثار باستانی بگیرند. اگرچه کار آن‌ها در خصوص نحوه‌ی بررسی موضوعات به مثابه‌ی یک ابژه‌ی باستانی علمی نبود، و بیشتر توجه آن‌ها معطوف به حوزه‌ی زیبایی‌شناسی می‌شد، اما در نظر باستان‌شناسان معاصر، نقش آن عکس‌ها بسیار ارزشمند بوده و در مطالعات جدید از آن‌ها استفاده می‌شود. (کسیری 1390, 4)

عکاسی و باستان‌شناسی
در سال 1853 م به دعوت متولیان موزه‌ی بریتانیا، راجر فنتُن گزارشی از هزینه‌های ساخت فضایی برای عکاسی به روش کالوتایپ در موزه ارسال کرد. موزه‌ی بریتانیا به دلیل تعداد زیادی آثار باستانی و به ویژه لوح‌ها و کتیبه‌هایی که از کاوش‌های هنری لیارد  در نینوا به دست آمده بودند، قصد داشت با توزیع عکس‌هایی از آثار در میان طیف گسترده‌ای از محققان، به مطالعه بر روی آن‌ها بپردازد؛ اما مانند بسیاری از طرح‌های بعدی در طول تاریخ، این طرح بزرگ ثبت و توزیع به دلیل عدم تأمین بودجه هرگز تکمیل نشد. در نهایت، این امر سبب شد تا کتاب‌های لیارد در مورد نینوا و آثار باستانی آن، به وسیله‌ی حکاکی‌های مبتنی بر نقاشی‌های میدانی مصور شوند. (Dorrell 1994, 2)
بلافاصله پس از در دسترس قرار گرفتن دوربین عکاسی، خاورمیانه مورد توجه عکاسان قرار گرفت و چند ماه پس از سخنرانی آراگو، عکسی از کاخ رأس‌التین در شهر اسکندریه که متعلق به محمدعلی پاشا  والی مصر و سودان بود، در 7 نوامبر ثبت شد که به استناد منابع تاریخی اولین عکس از بناهای خاورمیانه است. (Chevedden 1984, 152) در واقع اولین گروهی از عکاسان که در شرایط دشوار خاورمیانه قادر به تولید داگرئوتیپ‌های موفق شدند، فریدریک گوپیل فسکه ، هوراس ورنه  و پیر گوستاو ژولی دو لوت‌بینر  بودند که تقریباً سه ماه پس از اعلام اختراع عکاسی، دوربین را به خاورمیانه بردند. (Hannavy 2008, 476) یک ماه بعد از ثبت اولین عکس‌ها در مصر، گوپیل فسکه در بازگشت به پاریس، یازدهم تا چهاردهم دسامبر را در فلسطین به عکاسی پرداخت. (Stewart Howe 1977, 27) 
تصاویر اولین عکاسان به علت تولید به روش داگرئوتیپ پایدار نبودند که این امر سبب شد آثار آن‌ها توسط حکاکان نسخه‌برداری شود. این نُسَخ به عنوان پایه‌ی اصلی برای چاپ در کتاب‌ها مورد استفاده قرار گرفت. یکی از نخستین کتاب‌هایی که آثار داگرئوتیپ خاورمیانه را در خود جای داده، سیاحت‌های داگرئوتیپیست‌ها  اثر نوئل پایمال لیریبورس  بود؛ اما اولین سفر باستان‌شناسی که در آن از عکاسی به عنوان ابزار پژوهش استفاده شد، احتمالاً به سال 1842 م در پژوهش‌های باستان‌شناسانه‌ی ریچارد لپسیوس  در مصر باز گردد. در همان سال ژوزف فیلیبرت ژیرو دوپرانچی  فرانسوی که عکاسی را از خود داگر آموخته بود، برای تحقیق درباره‌ی معماری اسلامی به خاورمیانه رفت و عکس‌های زیادی (تصویر 1) از جزئیات بناهای مصر، سوریه و فلسطین در عکس‌هایش ثبت نمود. (واچک و باگلند 1381) با این حال شاید مهم‌ترین آثار ابتدایی استفاده از عکاسی در باستان‌شناسی، مجموعه عکس‌هایی باشد که توسط ترنساند  در طی کاوش‌های سال 1852 تا 1855 در منطقه‌ی بین‌النهرین از بقایای کاخ‌های آشوریان گرفته شد. (Dorrell 1994, 4)


 
تصویر 1. ژوزف فیلیبرت ژیرو دوپرانچی. داگروتیپی از بعلبک. سوریه. 1842 م.


عکاسان غربی در خاورمیانه
اگرچه در سال‌های اولیه اختراع عکاسی، عکاسان بی‌شماری در منطقه‌ی خاورمیانه حضور یافتند، اما تنها تعداد معدودی از آنان به شهرت رسیدند. یکی از معروف‌ترین آن‌ها ماکسیم دوکان  بود که ۱۲۵ نسخه از عکس‌هایش را در کتاب «مصر، نوبیه، سوریه: مناظر و ابنیه تاریخی»  در شهر لیل فرانسه به چاپ رساند. (واچک و باگلند 1381, 45) عکس‌های دوکان نه تنها از نظر زیبایی‌شناسی، بلکه از آن جهت که اولین کالوتایپ‌های مربوط به این اماکن به شمار می‌روند حائز اهمیت هستند. او در یادداشت‌های خود از سفر به خاورمیانه به نگاه علمی خود جهت ثبت درست آثار باستانی اشاره می‌کند:
«... هر زمان که برای دیدن بنایی تاریخی می‌رفتم، وسایل عکس‌برداری را نیز همراه خود می‌بردم، ضمناً یکی از اهالی نوبیه برای گرفتن عکس از خرابه‌ها همراهم بود. به این ترتیب همیشه می‌توانستم برای نشان دادن ابعاد بناها در قیاس با قامت انسان، او را در عکس بگنجانم. مشکل بزرگ آن بود که هنگام عکس‌برداری باید کاری می‌کردم که او کاملاً بی‌حرکت سر جای خود بایستد. سرانجام با تمهیداتی موفق به انجام این کار شدم. به او گفتم که استوانه‌ی برنزی این عدسی که از بدنه‌ی دوربین بیرون زده است حکم یک لوله‌ی توپ را دارد که در صورت تکان خوردن او شروع به تیراندازی خواهد کرد و این باعث شد تا او کاملاً بی‌حرکت جلوی دوربین بایستد.» (واچک و باگلند 1381, 128)
 

 

تصویر 2. ماکسیم دوکان. ابوسمبل، نوبیه، 1850 م.


پس از زمان اندکی که از حضور اولین عکاسان گذشت، شمار زیادی از اروپاییان و آمریکایی‌های دوربین به دست، راه خاورمیانه را در پیش گرفتند و از مناطق مختلف آن عکاسی نمودند. کمی بعدتر بومیان خاورمیانه، خود این کار را به عهده گرفته و استودیوهای عکاسی محلی را گسترش دادند. این عکاسان بومی، غالباً بر اساس علاقه‌های شخصی و یا به سفارش دولت‌های محلی به ثبت بناهای مذهبی و باستانی کشورشان گمارده می‌شدند. در ایران بر خلاف سایر دولت‌های منطقه، فضای متفاوتی نسبت به آثار باستانی حاکم بود. ناصرالدین‌شاه پس از به سلطنت رسیدن توجه ویژه‌ای را به آثار باستانی و اماکن متبرکه نشان داد و دستورات زیادی مبنی بر مرمت و بازسازی تعدادی از آن‌ها صادر نمود. اعتمادالسلطنه در خاطرات خود که به شرح احوالات دوران ناصرالدین‌شاه می‌پردازد، اشاره دارد که شاه به آثار و ابنیه‌ی قدیمی توجه و عنایت ویژه داشت. بنا به مندرجات این یادداشت‌ها، در سال 1292 ه.ق/1875 م که به سفر مازندران رفته بودند، «شاه قاجار دستور تعمیر و مرمت عمارت جهان‌نمای شاه‌عباس را به عضدالملک داد. همچنین برج طغرل در نزدیکی شهر ری که به سوی ویرانی می‌رفت به فرمان او مرمت شد.» (اعتماد السلطنه 1350, 38)
حدود ده سال پس از اختراع عکاسی، ناصرالدین‌شاه قاجار در سال 1266 ه.ق/1849 م مأموریتی را جهت عکاسی از سنگ‌نگاره‌ها و بناهای تخت جمشید به ژول ریشار سپرد؛ اما این مأموریت به دلیل عدم پرداخت مخارج به اتمام نرسید و پروژه‌ی عکاسی از آثار باستانی به تعویق افتاد تا سرانجام افسر ایتالیایی، لوئیجی پشه نخستین عکس‌ها را در سال ۱۲۷۴ ه.ق/1857 م از تخت جمشید، پاسارگاد و نقش رستم ثبت کرد (تصویر 3) و ماحصل سفر خود را در قالب یک آلبوم، به ناصرالدین‌شاه جوان پیشکش نمود.  (طهماسب‌پور, ناصرالدین شاه عکاس 1381, 68) همچنین ناصرالدین‌شاه در طول سفرهای خود به سایر نقاط کشور نظیر مشهد، قم، کردستان، سلطانیه و آذربایجان، عکاسانی را به همراه خود می‌برد. در طی یکی از سفرهایش عکس‌هایی از روستای باستانی خورهه تهیه شده است.(تصویر4) در این سفر حفاری‌هایی نیز در امتداد ستون‌های باستانی خورهه که در عکس مشخص هستند انجام شده که شهریار عدل این کاوش را با عنوان طلیعه‌ی کاوش ایرانیان معرفی می‌کند.  (عدل 1379) 
 

 

تصویر 3. لوئیجی پشه. تخت جمشید. دروازه‌ی ملل. 1857 م.
 

تصویر 4. ناشناس. قریه خورهه. 1309 ه.ق.


اما توجه به عکاسی از بناهای تاریخی تنها معطوف به دوران ناصرالدین‌شاه نبود. در زمان دیگر شاهان قاجار نیز عکاسی از بناها در طی کاوش‌های علمی صورت گرفته است. به عنوان نمونه می‌توان به عکس‌های حیدر میلانی در کاوش شهر شوش که در تاریخ ۱۳۱۷ ه.ق ثبت نموده اشاره کرد. میلانی عکس‌های خود را در آلبومی به مظفرالدین‌شاه تقدیم نمود که شامل عکس‌هایی از دورنمای پل تاریخی شوشتر، درون و بیرون قلعه و عمارت کوشک دزفول و بقعه‌ی دانیال نبی است.  همچنین در آن زمان تمایل شخصی خود عکاسان به عکس‌برداری از آثار باستانی بیشتر شد و دیگر این امر تنها به واسطه‌ی دستور شاه یا زیر نظر دربار سلطنتی انجام نمی‌گرفت. از جمله، مجموعه‌هایی که به صورت شخصی کار شدند می‌توان به عکس‌های خان‌بابای الحسینی از تخت جمشید (تصویر5)، پاسارگاد، گنبد بهرام در سورمق، عمارات تاریخی اصفهان، بناهایی در کاشان و چند کاروانسرا که در تاریخ ۱۳۱۹ ه.ق/۱۹۰۱ م ثبت کرده، اشاره نمود. (طهماسب‌پور, ناصرالدین شاه عکاس 1381, 123) این در حالی است که در همان زمان، عکاسانی از سوی دربار به مناطق مختلف اعزام می‌شدند. از جمله امیرخان جلیل‌الدوله در سال ۱۳۱۸ه.ق/1900م به همراه عین‌الدوله به مناطق لرستان و خوزستان اعزام شد و عکس‌های زیادی از آن مناطق تهیه نمود که همراه با توضیحات کاملی از ابنیه‌ی جدید و قدیم و توصیفاتی دقیق درباره‌ی  اندازه‌ی بناها، اطلاعات جامعی را در اختیار مخاطب قرار می‌دهد. (کسیری 1390, 27)
 

 

تصویر 5. خان بابای الحسینی. تخت جمشید. دروازه‌ی ملل. 1319 ه.ق.


علاقه‌ی غربی‌ها به فرهنگ مشرق زمین و بناهای باستانی سبب تولید میلیون‌ها تصویر عکاسی از خاورمیانه در نیمه‌ی آخر قرن نوزدهم شد. این دامنه‌ی گسترده‌ی تصویری که طیف وسیعی از موضوعات را در بر می‌گیرد، منبع ارزشمندی برای مطالعه در حوزه‌ی خاورمیانه را فراهم می‌سازد. موضوعات موجود در فهرست آثار عکاسی اولیه‌ی خاورمیانه شامل تنوع گسترده‌ای است. تصاویر بناهای تاریخی و باستانی، پرتره‌هایی از اقشار مختلف جوامع خاورمیانه، عکس‌هایی با رویکرد قوم‌نگارانه که به نمایش صنایع‌دستی و روش‌های تولید آثار بومی می‌پردازند از جمله موضوعات موجود در تصاویر اولیه خاورمیانه هستند. همچنین در برخی تصاویر شیوه‌های کشاورزی، پروژه‌های ساخت‌وساز و نوسازی شهری، صحنه‌هایی از زندگی شهری و روستایی، جشن‌های مذهبی و اجتماعی، جنگ‌ها، رویدادهای سیاسی و بسیاری از جنبه‌های دیگر زندگی به تصویر کشیده شده‌اند.
ایران نیز به عنوان یکی از خاستگاه‌های تمدن‌های باستانی به مقصد سفر عکاسان غربی مبدل شد. این در حالی است که از قرن‌ها پیش‌، جهانگردان زیادی از ایران دیدن نمودند که گواه آن تعداد زیاد سفرنامه‌های مربوط به ایران است که گاه با تصویرسازی‌هایی، مصور می‌شدند؛ اما پس از اختراع عکاسی جهانگردان و مسافرینی که به ایران می‌آمدند به عکس‌برداری از این مکان‌ها اقدام می‌کردند و یا عکس بناهای باستانی را از عکاسان داخل ایران خریداری می‌نمودند. آنتوان سوریوگین یکی از این عکاسان بود که عکس‌های زیادی را به جهانگردان خارجی فروخت. علاوه بر این، برخی از خارجی‌ها که در قالب هیئت‌های سیاسی و یا برای تجارت به ایران سفر می‌کردند، به عکاسی از جاذبه‌های فرهنگی و اماکن باستانی می‌پرداختند و عکس‌هایشان را در قالب آلبوم به شاه ایران و یا پادشاهان دیگر کشورها تقدیم می‌نمودند.
در سال ۱۲۷۹ ه.ق/۱863 م یک هیئت ایتالیایی به سرپرستی مارسلو چروتی از سوی ویکتور امانوئل دوم ، پادشاه ایتالیا به دربار ناصرالدین‌شاه قاجار اعزام شد. در این هیئت چند عضو سیاسی، دو عضو نظامی و چند عضو بازرگانی و علمی حضور داشتند که پس از ورود به تهران از سوی دربار، مورد استقبال قرار گرفتند. به همراه این هیئت، عکاسی از اهالی شهر تورین ایتالیا به نام لوئیجی مونتابونه و دستیار ونیزی‌اش، پی یتربون به ایران آمدند. انتخاب این عکاس در هیئت سیاسی ایتالیا، بیانگر آگاهی سفیر ایتالیا به اهمیت عکس، برای ارائه‌ی سفرنامه‌ای تصویری و همچنین ماندگار نمودن شرح تصویری این سفر، به عنوان سندی ارزشمند و تاریخی در روابط کشور ایتالیا با ایران بود. عکس‌هایی که مونتابونه و دستیارش در طول این سفر چهار ماهه ثبت نمودند، امروزه به عنوان یکی از منابع تصویری ارزشمند از سال‌های آغازین سلطنت ناصرالدین‌شاه به شمار می‌آید. (طهماسب‌پور 1386, 47)
 

 

تصویر 6. لوئیجی مونتابونه. مسجد کبود تبریز. 1279 ه.ق.

 

عکس‌های نخستین به مثابه‌ی اسناد پژوهشی
با وجود ارزش بالقوه‌ی عکس‌های اولیه در حوزه‌ی مطالعات خاورمیانه، هنوز اهمیت آن‌ها کاملاً مشخص نشده است، چرا که پژوهشگران خاورمیانه در رشته‌های مختلف تا حد زیادی از گنجینه‌ی اسناد تصویری موجود در مجموعه‌ها آگاهی ندارند. این در حالی است که در پژوهش‌های خاورمیانه، توجه زیادی به تصویرسازی قرون گذشته از بناهای تاریخی دیده می‌شود. تصویرسازی‌هایی که توسط افرادی چون جان کارن ، الکساندر و لئون د لابورد ، رابرت های ، دیوید رابرتز  و ویلیام هنری بارتلت  تهیه شده است و اگر چه آثار آنان دارای ارزش است، اما از باب مقایسه با تصاویر عکاسی تولید شده در همان زمان، قابل قیاس نیستند؛ عکس‌هایی که تقریباً نادیده گرفته شده و ناشناخته هستند. (Chevedden 1984, 152) به عنوان نمونه یک نقاشی از لوئیجی مایر  در سال 1810م از محوطه‌ی باستانی طرطوس سوریه (تصویر 7) نشان می‌دهد که تا چه اندازه نقاشی‌ها و طراحی‌ها قابل اطمینان بوده‌اند. اما آنچه مسلم است اطلاعات خاصی که یک تصویر عکاسی می‌تواند مخابره کند در طراحی‌ها قابل بیان نیستند.

 

تصویر 7

 

تصویر 8


                  

اگرچه محققانی در زمینه‌ی هنر و معماری اسلامی از اسناد عکاسی قرن نوزدهم برای مطالعه‌ی آثار تاریخی دوران اسلامی در خاورمیانه استفاده کرده‌اند، اما این تعداد محدود استفاده شده در مقابل منابع متعدد عکاسی ناچیز به شمار می‌آید. کمرون کرسوِل  یکی از مهم‌ترین پژوهشگرانی است که عکس‌های اولیه را مورد بهره‌برداری قرار داد. او در پژوهش‌های خود درباره‌ی معماری جهان اسلام، از عکس‌های عکاسان قرن نوزدهم که بناهای اسلامی را به تصویر کشیده بودند استفاده کرد. این عکس‌ها از کسانی چون ماکسیم دوکان، پیر تریماکس ، فیلیکس تینارد ، اگوست سالزمن ، فرانسیس فریت ، فرانسیس بدفورد ، جیمز مک دونالد ، آنتونیو بیاتو ، بشارد ، فلیکس بونفیلز ، تانکراد دوماس  و مکس فن اوپنهایم  بود. همچنین می‌توان به پژوهش‌های صالح لمی مصطفی  در بررسی خانقاه فرج ابن برقوق در قاهره اشاره کرد که از عکس‌های اولیه جهت واکاوی تغییرات این بنا استفاده نموده است. یکی دیگر از نمونه‌های استفاده از عکس‌ها در پژوهش‌های خاورمیانه، مطالعات لیلا علی ابراهیم  در مورد خانقاه امیرقلاوون است که او نیز عکس‌ها را به عنوان ابزار پژوهش خود به کار گرفت. اگرچه بیشتر پژوهش‌ها حول معماری جهان اسلام بوده، اما در زمینه‌ی باستان‌شناسی کلاسیک نیز کسانی چون استفان هیل  در مطالعه‌ی خود در مورد منطقه‌ی باستانی المسمیه در سوریه، از عکس‌ها استفاده کردند. (Ibid, p. 153)
با وجود این‌که می‌توان به مثال‌های دیگری در مورد استفاده از عکس‌های اولیه برای مطالعات خاورمیانه اشاره کرد، اما مسلم است که تعداد زیاد و قابل ملاحظه‌ای از مستندات عکاسی که در مجموعه‌های عمومی و خصوصی وجود دارند، همچنان بدون استفاده هستند. محققانی که ممکن است با استفاده از این منابع، به نتایج ارزشمندی در پژوهش‌های خود برسند، یا از وجود آن‌ها آگاه نیستند و یا تصوری ندارند که در کجا می‌توان به دنبال منابع تصویری مرتبط با تحقیقات خود باشند. این مستندات، مستعد استفاده در زمینه‌های متنوع پژوهشی در حوزه‌ی خاورمیانه؛ نظیر باستان‌شناسی و تاریخ هنر، معماری و شهرسازی، مردم‌شناسی و قوم‌نگاری، تاریخ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و بسیاری از موارد دیگر هستند.
در طی سال‌های گذشته، توجه به عکاسی اولیه در خاورمیانه بیشتر شده است. شاهد این مدعا تعداد زیاد آثار منتشر شده توسط انتشارات مختلف در زمینه‌ی خاورمیانه است که همه‌ساله به تعداد آن‌ها افزوده می‌شود. همچنین تعدادی نمایشگاه عکاسی به طور انحصاری به عکاسی اولیه‌ی خاورمیانه پرداخته‌اند و آثاری از عکاسان اولیه که در این منطقه ثبت شده را به نمایش گذاشته‌اند. کاتالوگ‌ها و نشریات دیگری نیز به اطلاعات مربوط به منابع تصویری خاورمیانه اشاره نموده‌اند. راهنمای مجموعه‌های کتابخانه‌ی کنگره ، موزه‌ی باستان‌شناسی دانشگاه هاروارد ، دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس ، بولتن‌های کتابخانه‌ی عمومی نیویورک ، کتابخانه عمومی بوستون ، گالری هنر آزاد ، مرکز خاورمیانه در کالج سنت آنتونی دانشگاه آکسفورد ، مرکز مطالعات فلسطین ، گروه باستان‌شناسی دانشگاه نیوکاسل ، کتابخانه و آکادمی سلطنتی هنرهای زیبا در کپنهاگ  و بنیاد ماکس ون برشم  تنها بخشی از میلیون‌ها عکس اولیه از خاورمیانه را در خود جای داده‌اند.
همان‌طور که مشاهده شد منابع موجودِ بسیاری از عکاسان اولیه در حوزه‌ی جغرافیایی خاورمیانه وجود دارد که به راحتی در اختیار پژوهشگران قرار می‌گیرد، با این حال هنگامی که محققان به جستجوی اسناد تصویری خاورمیانه می‌پردازند، معمولاً منابع آن‌ها فقط به آثار عکاسان خاصی محدود می‌شود. به عنوان مثال در بررسی مستندات عکاسی در مورد هنر و معماری در جلد چهارم کتاب «تاریخ جنگ‌های صلیبی» تنها دو آلبوم از عکس‌های قرن نوزدهم مربوط به موضوع ذکر شده، توسط سالزمن و فریت مورد بررسی قرار گرفته که در مقایسه با آثار موجود بسیار ناچیز است. (Folda 1977, 282) یکی از اولین کتاب‌ها در مورد عکاسی از خاورمیانه با عنوان «جهانگردان در سرزمین‌های باستانی»  توسط لوئی واچک  و گیل باکلند  به رشته‌ی تحریر در آمده و ترجمه‌ی فارسی آن در سال 1381 توسط انتشارات طهوری در ایران منتشر شد. همچنین آثار اولیهی عکاسی که به خاورمیانه مربوط می‌شوند در کتاب «لنزهای صادق»  توسط لوسین گلدشمیت  و وستون نیف  تشریح شده‌اند.
نکته‌ی شایان ذکر درباره‌ی مطالعات اخیر عکاسی اولیه خاورمیانه، این مسئله را روشن می‌سازد که بیشتر آثار در طول قرن نوزدهم، از مناطق مورد علاقه‌ی غربی‌ها ثبت شده است. بررسی تمرکز جغرافیایی نشان می‌دهد که مصر و فلسطین بیشترین آثار را در میان آلبوم‌های عکاسان اولیه‌ی خاورمیانه به خود اختصاص داده‌اند. کتاب «در کنار نیل»  اثر دبورا بول  و دونالد لوریمر  به طور کامل و جامع به بررسی آثار عکاسی اولیه مصر می‌پردازد. عکاسی از فلسطین و بخش‌هایی از سوریه در اثر ایل اون  با عنوان «عکاسی در سرزمین مقدس» ، مورد واکاوی قرار گرفته و به نوبه‌ی خود مکمل مطالعات دیگر شده است. سرآغاز عکاسی در ترکیه و امپراتوری عثمانی در آثار انگین شیزگن  و سداد الدم  پوشش داده شده و برای بررسی آثار اولیه عکاسی در سرزمین‌های سلطنت عثمانی می‌توان به آن رجوع نمود. (Chevedden 1984, 155)
در مورد عکاسی اولیه از ایران مطالعات مختلفی انجام شده است. کسانی چون دانا استین، آتابای، افشار و ذکاء آثار شناخته‌شده‌ای در سطح بین‌المللی ارائه کرده‌اند و انتشار نخستین مجموعه مقالات در مورد عکاسان پیشگام ایران توسط شهریار عدل پوشش عمیقی در رابطه با موضوع است. در میان کشورهای خاورمیانه توجه کمتری به عکاسی اولیه در عراق، شبه جزیره‌ی عربستان و کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس شده است. علاقه‌ی اخیر به عکاسی اولیه از خاورمیانه باعث شده کشورهای منطقه تلاش کنند تا میراث عکاسی خود را حفظ کنند. در سال 1982 م پادشاه عربستان سعودی، ملک فهد خودش چنین تلاش‌هایی را انجام داد. او با اهدای مبلغ ششصد‌هزار دلار به موزه‌ی باستان‌شناسی دانشگاه هاروارد، تلاش برای اجرای یک پروژه‌ی سه‌ساله با هدف جمع‌آوری عکس‌های اولیه خاورمیانه و سرزمین مقدس مسلمانان را حمایت کرد. (Ibid, p. 156)

ایرادات رایج در استفاده از عکس به عنوان سند پژوهشی
در روزگار معاصر، توجه به عکاسی اولیه از خاورمیانه، به دلایل مختلفی صورت می‌پذیرد. یکی از مهم‌ترین علل پرداختن به آن‌ها، از سوی محققانی است که در میان این آثار به جستجوی منابع اطلاعاتی جدید برای پژوهش‌هایشان می‌پردازند. علاوه بر این، پیدایش تاریخ عکاسی به عنوان یک رشته‌ی تحصیلی مجزا در تاریخ هنر، منجر به توجهی دوباره به آثار تهیه شده در خاورمیانه توسط مورخان شده است. اگرچه مورد اول روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌شود و استفاده از عکس‌ها به عنوان سندی پژوهشی برای محققان خاورمیانه نقش کمی را ایفا می‌کند، اما پرداختن به تاریخ عکاسی خاورمیانه هر روز روبه‌رشد است و منابع مختلفی به فهرست آنها اضافه می‌شود.
اما در بررسی این عکس‌ها باید به مواردی توجه نمود تا کاربرد آن‌ها به عنوان سندی تاریخی در پژوهش‌های علمی به مخاطره نیافتد. پاول شودن  در مقاله‌ای به بررسی مشکلات در کمین عکس‌های تاریخی، از واژه‌ی فتومانیا  برای این ایرادات استفاده می‌کند و معتقد است بخش اعظمی از منابع مربوط به تاریخ عکاسی از این مشکل رنج می‌برند. او برای شرح این مشکل از مفهوم کالوتایپومانیا  که توسط ابیگل سولومون گودو  طرح شده بود استفاده می‌کند و توضیح می‌دهد که فتومانیا زمانی به وجود می‌آید که توجه به جنبه‌ی زیبایی‌شناسی معطوف شود و سایر زمینه‌ها مد نظر قرار نگیرند. به دنبال این مشکل زمینه‌های اجتماعی و تاریخی عکس‌ها نادیده گرفته می‌شوند و معنای تصویر عکاسی محدود به ویژگی‌های درونی قاب می‌شود؛ بنابراین توجه به محتوا و زمینه‌ی تولید اثر کنار گذاشته شده و همه‌ی تمرکز بر مؤلفه‌های زیباشناسی قرار می‌گیرد. در این رویکرد عکاس به هنرمند و عکس‌های او تبدیل به امر والا می‌شوند و همه‌ی کارهای عکاس در تولید اثر، پشت مفاهیم زیبایی‌شناسی قرار می‌گیرند. (Ibid, 157)
اما اثرات فوتومانیا در بسیاری از منابع تولید‌ شده‌ درباره‌ی عکاسی اولیه خاورمیانه دیده می‌شود. عدم توجه به زمینه‌ی تولید اثر و یا موضوع عکس‌ها منجر به گسترش خطاهای زیادی در شناسایی عکس‌های تاریخی شده است. به عنوان مثال می‌توان از کتاب «جهانگردان در سرزمین‌های باستانی» نام برد که از خطاهای زیادی متأثر از فتومانیا برخوردار است. در این اثر، به علت تشابهات ظاهری مساجد عثمانی و سبک معماری آن‌ها، هر مسجدی را تحت عنوان ایاصوفیه نام برده‌اند؛ بنابراین، دو مسجد سلطان احمد اول (صفحه30) و مسجد شهزاده  (صفحه 150) به اشتباه تحت عنوان ایاصوفیه در کتاب مشخص شده‌‌اند. علاوه بر اشتباهی که در مورد مساجد بارها به وجود آمده، در مورد کاخ‌ها و قلعه‌ها نیز عدم توجه به زمینه، سبب پیدایش مشکلاتی گردیده است. به عنوان مثال هر دو قلعه‌ی کرک (صفحه 27) و قلعه حمص (صفحه 120) به عنوان دژ شهسواران (قلعه‌های الاکراد) معرفی شده‌اند.
اشتباهات رایج در آثار اولیه‌ی خاورمیانه ناشی از این بوده که غالباً از عکاس خواسته می‌شد برای عکس خود شرحی بنویسد. این امر سبب ‌شد که عکاسان بدون در نظر گرفتن زمینه‌های اجتماعی یا تاریخی و صرفاً جهت ایجاد یک پاسخ زیبایی‌شناختی برای مخاطب، شرحی خلاف واقع را درج نماید که در آینده سبب بروز مشکلات عدیده‌ای شدند. «در تصویر شرق: عکس‌های بونفیلز  از خاورمیانه‌ی قرن نوزدهم»، نوشته‌ی گاوین کارنی ، نویسنده خطاهای فلیکس بونفیلزِ عکاس در معرفی و عناوین آثار را تکرار می‌کند و حتی در برخی موارد خودش نیز دچار اشتباهاتی شده است. گاوین با توجه به نظرات بونفیلز و عدم بررسی دقیق زمینه‌ها، اشتباهاتی را در مورد بناهای فلسطین انجام داده است. به عنوان مثال او قبه‌السلسله را به عنوان صندلی داود معرفی می‌کند. همچنین سقاخانه‌ی قیتبای در بیت‌المقدس را به عنوان آرامگاه الیاس توصیف نموده و مناره‌ی مدرسه معظمیه را به اشتباه تحت عنوان برج آنتونی معرفی می‌کند. (Ibid)
 

 

تصویر 9. فلیکس بونفیلز. قبه‌الصخره و قبه‌السلسله. 1871 م.

 

ارزش عکس‌های نخستین
عکس‌های اولیه به عنوان یک پایگاه داده‌ی جدید و مهم برای محققان خاورمیانه محسوب می‌شوند و اطلاعاتی را در دسترس قرار می‌دهند که از هیچ منبع دیگری نمی‌توان استخراج کرد. از عکس‌های اولیه همچنین می‌توان برای تکمیل، بررسی و روشن کردن آنچه در حال حاضر از منابع دیگر شناخته شده است، استفاده کرد. عکس‌ها می‌توانند برای مورخان در حکم یک ابزار اصلی تحقیق ایفای نقش کنند. در زمان ورود دوربین عکاسی به خاورمیانه، هنوز مدرنیته به شکل جدی وارد این منطقه نشده بود. دیری نگذشت که تغییرات جدی به واسطه‌ی مدرنیته در سرزمین‌های خاورمیانه رخ داد. وضعیت ظاهری و پوشش مردم، بناها، جاده‌ها و مناطق حومه‌ی شهر در طول قرون گذشته به طرز چشمگیری تغییر کرده است. دیدن وضعیت زمین و تعمق در معنای آن و بررسی جزئیات ناپدید شده می‌تواند دانش محققان را در مورد منطقه بسیار بالا ببرد. عکس‌های اولیه اطلاعات ارزشمندی در مورد بناهای تاریخی که امروزه ویران شده و یا تا حدودی آسیب دیده‌اند، ارائه می‌دهند. علاوه بر زمینه‌های خاصی مانند جغرافیا، تاریخ شهری، بررسی پیشرفت تاریخی و مطالعه‌ی قوم‌نگارانه و پوشش‌های سنتی، در حوزه‌های مطالعاتی دیگری نیز همچون تاریخ اجتماعی و اقتصادی و سیاسی‌ می‌توان از آثار عکاسی اولیه استفاده کرد.
برای بررسی اهمیت نقش عکس‌های اولیه در افزایش سطح کیفی پژوهش‌ها، در ادامه به تشریح چند نمونه از عکس‌های اولیه که در پژوهش‌ها مورد استفاده قرار گرفتند و نتایج آن‌ها اشاره می‌شود. عکس اول که توسط فرانسیس فریت در حدود سال 1857 م گرفته شده، قبرستان جنوبی مملوک‌ها در قاهره را نشان می‌دهد.(تصویر10) آنچه این عکس را به تصویری ارزشمند مبدل می‌کند این است که مقبره‌ی نشان داده شده در تصویر، کمی پس از گرفتن عکس ویران شد. گنبد این مقبره که در مرکز عکس قابل مشاهده است، از سنگ‌هایی تشکیل شده که با شیارهای محدب عمودی تزئین شده‌اند که این شیارها در پایه به حلقه‌ها متصل می‌شود و به شکلی زنجیره‌ای در بالای گنبد در هم می‌پیوندند. با بررسی در معماری دوره‌های اسلامی مصر، تنها گنبد دیگر که با این نوع طراحی ساخته شده، گنبد مدرسه‌ی امیر عینال الیوسفی در جنوب دروازه‌ی الزویله در قاهره است. بر این اساس پژوهشگران نتیجه گرفتند که گنبد موجود در این عکس از فرانسیس فریت نیز در قرن چهاردم میلادی ساخته شده بوده است. (Ibid, p. 159)
 

 

تصویر 10. فرانسیس فریت، قبرستان مملوکیان، قاهره. 1857 م.

 

همچنین با استفاده از سایر جزئیات این عکس از گورستان جنوبی مملوک‌ها، پژوهشگران به حل معمای بزرگی درباره‌ی کاربرد این مکان در گذشته دست یافتند. علی بدرالدین الغرافی، با توجه به بررسی مناره‌ی موجود در سمت چپ عکس بر اساس تحقیقات دوروتیا راسلر  پیشنهاد می‌کند که این مکان بقایای بازمانده از یک مجتمع بسیار بزرگتر با طرحی مشابه مقبره و خانقاه امیر قووسان بوده است. این مناره که در گوشه جنوب غربی این مجموعه قرار داشته، اکنون از بین رفته و عکس دیگری از فریت بقایای دیواری از این سازه را نشان می‌دهد که اکنون اثری از آن باقی نمانده است. (Kessler 1976, 17)
عکسی بعدی که به آن می‌پردازیم عکسی است که ویلهلم همرشمیت  در قاهره به سال 1858 گرفته است.(تصویر 11) این عکس از ارگ قاهره، گنبد بزرگی را در مرکز تصویر نشان می‌دهد. این گنبد عظیم بر فراز مسجد امیر قوسیان در نزدیکی منطقه‌ی برکه الفیل در قاهره در سال 730 ه.ق / 1329 م ساخته شده است. این مسجد یکی از مهم‌ترین بناهای حکومت اسلامی ممالیک در قرن چهاردهم بوده، اما با این وجود در سال 1873 م. به دنبال توسعه‌ی شهری ناشی از مدرنیته، برای احداث بلوار محمدعلی تخریب می‌شود. این گنبد به شیوه‌ی دو پوسته ساخته شده و دارای دو ردیف پنجره در گریو گنبد  است که در دوران مملوکان و در حوزه‌ی جغرافیایی آن‌ها این ساختار گنبد‌سازی بی‌بدیل است. تنها گنبدی که به این شیوه در آن دوران ساخته شده، در دمشق روی خانقاه الیونسیه در سال 784 ه.ق / 1382 م قرار دارد. محققین معتقدند که این گنبد به احتمال زیاد توسط معمار همان خانقاه طراحی شده است. (Wulzinger and Watzinger 1924, 51)


 

تصویر 11. ویلهلم همرشمیت، ارگ قاهره، 1858 م.


در بررسی اسناد متعلق به دمشق، تعداد زیادی عکس وجود دارد که تاریخ این شهر مهم خاورمیانه را روشن می‌سازد. به عنوان نمونه عکسی که توسط فرانسیس فریت در سال 1858 م گرفته شده است (تصویر12) بخش بزرگی از دیوار شهر دمشق از برج دیدبانی جنوب شرقی تا دروازه‌ی کیسان را نشان می‌دهد. این استحکامات نظامی در دهه‌ی 1890 م تخریب شدند تا عبور و مرور از طریق دروازه به داخل شهر آسان‌تر شود. این عکس که قبل از سال 1890 م گرفته شده، شواهد مهمی در مورد شیوه‌ی طراحی قوس‌ها در بناهای اسلامی در اواسط قرن دوازدهم میلادی را ارائه می‌دهد. بر اساس منابع تاریخی معمار اولین برج دیدبانی که بر روی دروازه‌ی شرقی بنا شده، نورالدین نام دارد که بین سال‌های 560-69 ه.ق / 1165-74 م بنا نهاده شده است. برج گوشه‌ی جنوب شرقی که از آن هیچ بقایایی باقی نمانده، بنای عظیمی متعلق به دوره‌ی ایوبیان بود که بیش از بیست متر ارتفاع داشت. در امتداد این دیوار از برج جنوب‌ شرقی تا دروازه‌ی کیسان، هفت برج با فاصله‌ی تقریبی سی متر از یکدیگر قرار داشته‌اند. امروزه تنها یکی از این برج‌ها در امتداد این بخش از دیوار باقی مانده است. پایه‌های برج‌های نشان داده شده در عکس مکعبی هستند، در حالی که قسمت‌های بالایی همه نیم‌دایره‌ای شکل هستند. در بررسی محققان از این تصویر معلوم شد که تغییر ناگهانی در شکل برج‌ها و سبک سنگ‌تراشی قسمت پایین و بالای آن نشان‌گر دو دوره‌ی ساخت‌وساز مجزا است. دوره‌های پایینی دیوار و برج‌ها مربوط به دوره‌ی روم است، در حالی که قسمت‌های فوقانی توسط نورالدین در اواسط قرن دوازدهم ساخته شده است. عکس فریت از این بخش از دیوار نه تنها مستنداتی را در مورد استحکامات باستانی و قرون وسطایی دمشق نمایش می‌دهد، بلکه به عنوان سندی تصویری در پژوهش محققان مورد استفاده قرار می‌گیرد. (Chevedden 1984, 162)


 
تصویر 12. فرانسیس فریت، دمشق، 1858 م.


عکس بعدی از دمشق در حدود 1890 م گرفته شده است. اگرچه عکاس آن به طور دقیق مشخص نیست، اما گمان می‌رود آدریان بونفیلز، پسر فلیکس بونفیلز باشد. (تصویر 13) در این عکس که نمایی کلی از دمشق را در دوران تسلط عثمانی بر آن نشان می‌دهد، می‌توان ساختارهای مختلف شهری و بناهای تاریخی را مشاهده نمود. مناره‌ی مسجد تنکیز در پس‌زمینه‌ی میدان مرجع و بازار ساروجه در مرکز تصویر نشان داده شده است. در سمت چپ پایین عکس، مقابل رودخانه‌ی بردی، یک شهربازی در مراحل ساخت قرار دارد. در روبه‌روی این ساختمان در آن طرف بردی، هتل ویکتوریا قرار دارد. در سراسر خیابان به سمت شرق هتل ویکتوریا، ساختمان دادگستری است و در کنار آن، واقع در سمت راست عکس ساختمان پست و تلگراف مشهود است. در ضلع غربی میدان مرجع، در گوشه‌ی سمت راست پایین عکس، زندان شهر دمشق قرار دارد. در پشت ساختمان دادگاه، مناره‌ی مسجد یلبوغی بالا می‌رود. همچنین مناره‌ی مسجد بارسبی و در سمت راست تربت‌النجمیه دیده می‌شود. امروز فقط دو سازه از بناهای ذکر شده در بالا وجود دارند. این عکس سندی تصویری از رشد شهری دمشق را از دوران حکومت عثمانی تا امروز فراهم می‌آورد. (Ibid, p. 165)


 
تصویر 13. آدریان بونفیلز (؟). دمشق،1890 م.


نتیجه‌گیری
عکس‌های بی‌شماری از توسعه‌ی شهری مناطق مختلف خاورمیانه وجود دارند که با رجوع به آن‌ها می‌توان تأثیرات مدرنیته در رشد جوامع را بررسی کرد. موارد مشابه برای همه‌ی شهرهای پیشرو در خاورمیانه در منابع معرفی شده در بخش‌های مختلف این نوشته در دسترس است که پژوهشگران و محققان حوزه‌ی خاورمیانه می‌توانند با رجوع به این اسناد و مطالعه‌ی دقیق آن‌ها، به نتایج صحیح‌تری در پژوهش‌های خود دست یابند؛ اما همان‌طور که دیده شد، عکس‌ها به واسطه‌ی ظاهری واقع‌گرایانه، مستعد ایجاد خطاهای بزرگی در پژوهش‌ها هستند. در استفاده از منابع موجود، باید در مورد خطاها و اشتباهات رایج در حاشیه‌ی تصاویر هوشیار بود. در این پژوهش با بررسی نقش عکس‌های نخستین به عنوان اسنادی ارزشمند، مشخص گردید که در کنار شواهد بصری داخل قاب، توجه به زمینه‌های مختلف پیرامتنی می‌توانند از پیدایش اشتباهات احتمالی جلوگیری کنند. لذا پژوهشگران وظیفه دارند با مد نظر قرار دادن زمینه‌های تاریخی، اجتماعی، سیاسی و... در هنگام استفاده از عکس‌ها به عنوان سند، امکان وقوع اشتباهات را کاهش دهند.


فهرست منابع
Chevedden, Paul. 1984. "Making Light of Everything: Early Photography of the Middle East and Current." Middle East Studies Association Bulletin (Middle East Studies Association of North America) 18: 151-174.
Dorrell, Peter G. 1994. Photography in archaeology and conservation. New York: Cambridge University Press.
Folda, Jaroslav. 1977. "Crusader Art and Architecture: A Photographic Survey." Edited by Kenneth M. Setton. A History of the Crusades (University of Wisconsin Press) 4: 281-288.
Hannavy, John. 2008. Encyclopedia of nineteenth-century photography. New York, London: Routledge.
Kessler, Christel. 1976. The Carved Masonry Domes of Medieval Cairo. London: Art and Archaeology Research Papers.
Lalvani, Suren. 1996. Photography, Vision, and the Production of Modern Bodies. State University of New York Press.
Stewart Howe, Kathleen. 1977. Revealing the Holy Land: The Photographic Exploration of Palestine. Los Angeles, London: University of California Press.
Wulzinger , Karl, and Carl Watzinger. 1924. Damaskus, die islamische Stadt (Damascus, the Islamic city). Berlin and Leipzig: Walter de Gruyter.


اعتماد السلطنه, محمد حسن خان. 1350. روزنامه‌ی خاطرات اعتماد السلطنه. دوم. تدوین توسط ایرج افشار. موسسه‌ی انتشارات امیر کبیر.
حسین طهرانی, ندا. 1394. عکاسی در باستان شناسی با نگاهی به عکاسی مردم نگاری. تهران: پازینه.
طهماسب‌پور, محمدرضا. 1386. ایتالیایی‌ها و عکاسی در ایران. قو.
—. 1381. ناصرالدین شاه عکاس. تاریخ ایران.
عدل, شهریار. 1379. “طلیعه‌ی کاوش علمی ایرانیان.” طاووس 3.
کسیری, مهری. 1390. بررسی عکس های معماری بناهای تاریخی ایرانی در دوره ی قاجار توسط عکاسان ایرانی و خارجی ومطالعه تطبیقی دیده گاه های آنان. پایان‌نامه کارشناسی ارشد: دانشگاه هنر تهران.
واچک, لوئی, و گیل باگلند. 1381. جهانگردان در سرزمین‌های باستانی. با ترجمه احمد وخشوری. تهران: طهوری.


پی‌نوشت

  François Jean Dominique Arago
  Frederic Ward Putnam
 Augustus Henry Lane-Fox Pitt Rivers
  Austen Henry Layard
  Muhammad Ali Pasha
  Frédéric Goupil-Fesquet
  Horace Vernet
  Pierre Gaspard Gustave Joly de Lotbinière
  Excursions Daguerriennes
  Noël Marie Paymal Lerebours
  Karl Richard Lepsius مصرشناسان پیشرو اهل پروس بود که در زبان‌شناسی نیز تخصص داشت. او از بنیان‌گذاران باستان‌شناسی نوین به شمار می‌رود.
  Joseph-Philibert Girault de Prangey
  M. Tranchand
  Maxime Du Camp

  Égypte, Nubie, Syrie: Paysages et Monuments


  عکس‌های او در آلبوم شماره‌ی 335 آلبوم‌خانه‌ی کاخ گلستان موجود است.
  عکس‌های مربوط به این سفر در آلبوم شماره‌ی ۹۷۹ آلبوم‌خانه‌ی کاخ گلستان نگهداری می‌شوند.
  این آلبوم به شماره‌ی ۱۳۷ در آلبوم‌خانه‌ی کاخ گلستان نگهداری می‌شود.


  Vittorio Emanuele II


  John Carne جهانگرد و نویسنده‌ی انگلیسی
  Léon de Laborde باستان شناس فرانسوی
  Robert Hay مصرشناس
  David Roberts نقاش اسکاتلندی
  W. H. Bartlet نقاش بریتانیایی
  Luigi Mayer
 K. A. C. Creswell   مورخ انگلیسی معماری جهان اسلام بود. دو اثر مفصّل او، معماری متقدمِ مسلمانان و معماری مسلمانان در مصر، از مراجعِ اصلیِ مطالعهی تاریخ معماری جهان اسلام است.


  Pier Trémaux
  Félix Teynard
  Auguste Salzmann
  Francis Frith
  Francis Bedford
  James MacDonald
  Antonio Beato
  H. Béchard
  Félix Bonfils
  Tancrède R. Dumas
  Max von Oppenheim
  Saleh Lamei Mostafa
  Layla 'Ali Ibrāhīm
  Stephen Hill

  Dorr, Scholar's Guide; Library of Congress, Special Collections; Allen, "Abdul Hamid II Collection"; Hobart, “Matson Collection": Matson, Middle East in Pictures
 Harvard Museum of the Ancient Near East موزه‌ی باستان‌شناسی دانشگاه هاروارد دارای فهرست ویژه‌ای از عکس‌های اولیه خاورمیانه است.
  UCLA
  New York Public Library
  Boston Public Library
  Freer Gallery of Art
  Middle East Centre at St. Antony's College of Oxford University
  Palestine Exploration Fund
  Department of Archaeology at the University of Newcastle
  Royal Library and the Royal Academy of Fine Arts in Copenhagen
  Max van Berchem Archives
  Travelers in Ancient Lands
  Louis Vaczek
  Gail Buckland
  The Truthful Lens
  Lucien Goldschmidt
  Weston Naef
  Up the Nile
  Deborah Bull
  Donald Lorimer
  Eyal Onne
  Photographic Heritage of the Holy Land
  Engin Çizgen
  Sedad Hakkı Eldem
  Paul E. Chevedden
  Photomania
  Calotypomania
  Abigail Solomon-Godeau
  Şehzade
  The Image of the East: Nineteenth-Century Near Eastern Photographs by Bonfils
  Gavin Carney
  Dorothea Russell

  W. Hammerschmidt


  محمد کریم پیرنیا در سبک‌شناسی معماری ایرانی، گِریو را  به معنای ساق گنبد معرفی می‌کند که به تشخیص معمارِ گنبد، نسبت به بر بیرونی یا داخلی بنا بوده‌ است و در پاره‌ای از موارد جهت شاخص نشان دادن آن گنبد در سیمای شهر، ارتفاع گریو را افزایش می‌دادند. مانند گریو گنبد حرم امام رضا.