عکاسی کردستان در دوره‌ی قاجار


شبنم معتمدی

چکیده
 در این مقاله بر آنیم تا به بررسی و تحقیقی ابتدایی در نحوه‌ی ورود عکاسی به منطقه‌ی کردستان اردلان بپردازیم. استان کردستان در دوره‌ی قاجار تحت عنوان ولایت اردلان نام خود را از خاندان قدرتمند اردلان از خاندان‌های کرد ساکن در خاورمیانه گرفته است. موقعیت جغرافیایی و تاریخی ولایت اردلان شرایط فرهنگی و اجتماعی که زمینه‌ساز حضور عکاسی در منطقه است مورد بررسی قرار خواهد گرفت. نتایج به دست آمده می‌تواند به عنوان مقدمه‌ای در بررسی تاریخی و روند عکاسی مناطق غربی ایران و تاریخ عکاسی در این مناطق مورد استفاده قرار گیرد.
احتمال حضور عکاسانی از مناطق دیگر ایران در این منطقه، حضور عکاسان خارجی و همین‌طور دسته‌بندی و تعیین تاریخی عکس‌های جمع‌آوری شده از منطقه‌ی کردستان اردلان، طبقه‌بندی تاریخی آن‌ها و تعیین اولین تصاویر گرفته شده و همین‌طور دسته‌بندی تصاویر با توجه به شیوه‌های عکاسی متداول در آن دوره، همگی در این مقاله گنجانده شده است. در انتها ویژگی‌هایی خاص فرهنگی و قومی موجود در تصاویر که باعث تمایز این تصاویر از تصاویر سایر مناطق ایران است مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

کردستان اردلان
استان کردستان ایران در دوره‌ی قاجار تحت عنوان ولایت اردلان1، نام خود را از خاندان قدرتمند اردلان گرفته است که حدود هفتصد سال بر قسمتی از مناطق کردنشین ایران حکومت کرده‌اند. مرکز حکومت آن‌ها شهر سنه2، همان سنندج فعلی و مرکز استان کردستان امروزی است. این استان در جوار استان‌های کرمانشاه و همدان از سمت شرق و از سمت شمال به استان آذربایجان غربی و از سمت غرب با کشور عراق هم‌مرز بوده است. بر اساس اسناد مکتوب وسعت این استان در دوره‌های مختلف با توجه به میزان بیم و امید شاه نسبت به حکام و لیاقت آن‌ها دستخوش تغییر بوده است. یک‌سوم مساحت این استان را کوه‌ها و جنگل‌ها تشکیل داده و بقیه جلگه و اراضی است.
خاندان اردلان به دلیل نفوذ و وصلت‌های خویشاوندی با حکومت‌های صفویه و قاجاریه دارای قدرت و نفوذ خاصی در منطقه بوده‌اند. طی دوران امان‌الله خان اردلان3 علاوه بر توسعه‌ی شهری سنندج، در نتیجه‌ی کفایت و درایت این حاکم آرامش و امنیت در منطقه حکم‌فرما شد، او سنندج را به دارالعلم معروف گرداند. همزیستی ادیان مختلف در این شهر از سازشگری مردم منطقه حکایت داشته است. در این زمان در پی اختلافات حکام کرد با عثمانی‌ها مناقشاتی به وجود آمده و به علت ناتوانی دولت مرکزی ایران شورش‌هایی علیه حکومت مرکزی در منطقه به وقوع پیوست. بعد از دوران مشروطه و خروج خاندان اردلان از صفحه‌ی مناسبات سیاسی منطقه‌ی حکومت کردستان میان شاهزادگان قاجاری به طور متناوب دست‌به‌دست شد.
متأسفانه به دلیل هم‌جواری با کشورهای عراق و ترکیه امروزی و کشمکش‌های سیاسی در منطقه حساس مرزی این سه کشور درگیر جنگ‌ها و مناسبات سیاسی منطقه شده، لذا در بسیاری از منابع تاریخی در مورد کردها لزوماً به مناسبات سیاسی و تاریخی منطقه، آن هم تاریخ سیاسی پرداخته ‌شده و تاریخ اجتماعی منطقه مورد غفلت قرارگرفته است.
اما در سایه‌ی امنیت نسبی دوران امان‌الله خان اردلان شهر سنندج به محلی برای علم‌آموزی و شعر پروری در منطقه تبدیل شده، حضور شاعران و علمایی در منطقه و ساخت مراکز علمی و برگزاری مجالس شعرخوانی در دارالحکومه‌ی اردلان‌ها در سایه‌ی این آرامش صورت گرفته است. حضور ماه‌شرف‌خانم قادری ملقب به مستوره اردلان4 مورخ و شاعر نام‌آور سنندجی در آن دوره مبین فضای فرهنگی حاکم بر منطقه بوده است. رونق معماری، شعر و تاریخ‌نگاری از نعمت‌های فرهنگی عمده در این دوره است.

کردها در سفرنامه‌ها و کتاب‌های مصور
کردستان اردلان به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود و قرار گرفتن در مسیر مسافران غربی که قصد رسیدن به شرق را داشته‌اند همواره شاهد حضور مسافران و جهانگردانی بوده که شرق وسوسه‌کننده و پر رمز و راز را برای کاویدن بیشتر انتخاب می‌کردند. تعدادی از آنان خاطرات و شرح فعالیت‌های خود را در قالب سفرنامه و کتاب منتشر کرده‌اند و در تعداد بسیاری از سفرنامه‌های غربی مطالبی در مورد کردستان ایران و کردها موجود است که بسیاری از آن‌ها ترجمه و بررسی نشده‌اند. در ذیل تعدادی از افراد که به منطقه‌ی کردستان سفر کرده و برخی از آن‌ها تصاویری از منطقه تهیه‌ کرده‌اند ذکر خواهد شد.
کلودیوس جیمز ریچ5 جزو اولین کسانی است که در سفرنامه‌ی خود از کردستان نام برده و به توصیف عمارت‌های شهر سنندج، عمارت‌های قلعه حکومتی و حتی نقاشی‌های داخل آن‌ها پرداخته است که قابل‌توجه است. او در سال 1820 میلادی همزمان با حکومت امان‌الله‌خان اردلان به این منطقه آمده است. سفرنامه‌ی ریچ حاوی هیچ تصویری از منطقه نیست که با توجه به اختراع نشدن عکاسی در آن فاصله‌ی زمانی قابل قبول است.
هاینری بایندر6 تاجر هلندی است که در زمان حکومت ناصرالدین‌شاه به ایران و کردستان سفر می‌کند. در میان تصاویر طراحی شده در سفرنامه‌ی او هیچ تصویری که مربوط به کردستان باشد وجود ندارد.
 ایزابلالوسی بیشاپ7 که محقق و نویسنده‌ای جسور بود در اواسط دوره‌ی قاجار و در سال 1890 م /1369 ه.ق به ایران سفر کرده و برای رسیدن به قلمرو امپراطوری عثمانی از غرب ایران و کردستان هم عبور کرده دیدارهایی با سران و روسای ایل بختیاری کردها و خانواده‌های آن‌ها داشته است. سفرنامه‌ی او حاوی هیچ تصویری از منطقه‌ی مورد نظر نیست.
یکی از برجسته‌ترین افرادی که کُردشناس هم بوده و تسلط عجیبی به زبان‌های فارسی و کُردی داشته ای.بی.سوان8 است. او کتاب‌های متعددی در مورد زبان و فرهنگ کردها نگاشته است. سوان در سال 1926 میلادی وارد منطقه کردستان شده و حاصل سفر ماجراجویانه خود را در کتاب «به سوی بین‌النهرین و ایران در لباس مبدل»9 تشریح می‌کند. این کتاب حاوی تعداد محدودی عکس از مناطقی غیر از کردستان ایران است، تصویری که او از عادله‌خانم، همسر عثمان پاشا جاف ـ رئیس عشیره‌ی جاف ـ برداشته جالب توجه است.
اما عکس‌های به‌جامانده از الکساندر ایاز 10 کنسول روس، که به مدت دو سال ـ از سال 1912 تا 1914 ـ در شهر مهاباد ساکن بوده و به عکاسی از مناطق کردنشین آن منطقه پرداخته است بدون شک یکی از جالب توجه‌ترین تصاویر از کُردهاست. تعدادی از این تصاویر در کتاب «تصاویری از آخر بازی»11 توسط جان چالنکو تألیف و گردآوری شده است. این نظامی روس با تسلط بر چندین زبان به‌خصوص زبان کردی توانسته تصاویر جالبی را به ثبت برساند که علاوه بر نشان دادن اوضاع مناطق کردنشین مکری در قبل از شروع جنگ جهانی اول، منبع بسیار قابل توجهی جهت مطالعه‌ی پوشش مردم منطقه در اختیار محققین قرار می‌دهد.
علاوه بر مستشاران نظامی و جهانگردان، متخصصینی هم بوده‌اند که با اهداف مطالعات انسان‌شناسانه و بررسی نژادی قوم کرد ساکن در خاورمیانه و فلات ایران به منطقه آمده و تصاویر علمی تهیه کرده‌اند؛ که بدون شک ارنست شانتر محقق فرانسوی یکی از آن‌هاست. او در سال 1885 م با سفر به مناطق تحت سلطه‌ی استعماری کشور فرانسه در خاورمیانه به بررسی و تحقیق بر روی نژاد کُرد پرداخت حاصل بررسی‌های او مجموعه‌ی پنج آلبوم عکس از کُردهای مناطق قفقاز و آناتولی است.
سوزان میسلاس 13 عکاس آمریکایی عضو آژانس خبری عکس مگنوم، تحقیقی تصویری را در مورد کُردهای خاورمیانه در کتاب «کُردها در سایه‌ی تاریخ» 14 به چاپ رسانده است. عکاس نام‌آشنای آمریکایی در این کتاب با سفر به مناطق کُردنشین کشورهای هم‌جوار ایران و جمع‌آوری تصاویری از کردهای منطقه پرداخته است، اما به دلیل عدم دسترسی و مسافرت به کردستان ایران تعداد تصاویر موجود از کردستان ایران در این مجموعه اندک است. هدف کتاب، مطالعه در باب تاریخ کُردها با توجه به تصاویر موجود از آن‌ها از گذشته تا امروز است.
در میان منابع داخلی که به تاریخ عکاسی ایران پرداخته‌اند هم تعدادی تصویر که به مناطق کُردنشین مربوط است دیده می‌شود. در کتاب «عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران» تألیف یحیی ذکاء و همین‌طور کتاب «گنجینه عکس‌های تاریخی ایران» تألیف ایرج افشار به تعدادی تصویر از کُردها بر می‌خوریم. اما فقط چند عدد از این تصاویر دارای تاریخ و شرح عکس است.
 کتاب «کارت‌پستال‌های تاریخی ایران» تألیف قاسم صافی که به بررسی نقش عکس در تصاویر کارت‌پستال‌های موجود در ایران در دوره‌ی قاجار و پهلوی می‌پردازد نیز حاوی چند تصویر به صورت کارت‌پستال از عشایر کُرد منطقه کردستان است.
 در میان کتاب‌های جدیدتری که به عکاسی مربوط هستند بدون شک کتاب «کُردهای ایران» تألیف نصرالله کسرائیان اولین کتاب جامع تمام عکاسی‌شده‌ای است که مناطق کُردنشین غرب ایران را به تصویر کشیده است.
سید محمود از ناوه در کتاب «کردستان، نگین سبز» نیز با تصویر کشیدن مناظر طبیعی و عکاسی از مردم مناطق کُردنشین همراه با نصرالله کسرائیان در نشان دادن کُردهای مناطق غربی ایران به شیوه‌ای نو موفق بوده‌اند.

عکاسانی که بومی منطقه نبوده اما به عکاسی از این منطقه پرداخته‌اند
در این قسمت با نکات مبهم بسیاری رو‌به‌رو هستیم. ناصرالدین‌شاه عکاسانی را در طول دوره فرمانروایی خود برای عکاسی به نقاط مختلف ایران فرستاده، ژول ریشار 15 فرانسوی که مدعی ثبت اولین عکس‌ها در ایران است در زمان محمدشاه قاجار برای سفری تحقیقاتی و کشف معدن از طرف دربار به کردستان فرستاده می‌شود. او در تاریخ 16 ژانویه 1852 م از تهران به یکی از دوستان خود در تبریز نوشت که کاغذهای شما که به من نوشته بودید زمانی به تهران رسید که من مسافرت کرده بودم. دولت مرا مأمور کرده بود که به کردستان بروم و در موضوع معادن آنجا تحقیق کنم (مقالات گوناگون، خلیل ثقفی، 1332، 83) از آنجا که ژول ریشار در تاریخ (1844 م) برای عکاسی به دربار دعوت شده است تاریخ حضور او در کردستان بعد از گرفتن اولین داگرئوتیپ‌های او از شاه و ولیعهد قاجار است. تا کنون هیچ مدرکی دال بر عکاسی او از منطقه‌ی کردستان به دست نیامده است.
ژاک دومرگان16 از جمله باستان شناسان غربی بوده که در خلال  سفرهای باستان‌شناسانه‌ی خود و تحقیقاتش در ایران به تهیه‌ی عکس از مناطق مختلف نیز پرداخته است، او در کتاب خاطرات خود که حاصل سفر علمی‌اش در ایران است از شب‌نشینی خود در میان خانواده‌های کُرد در شهرهای بانه و سقز زیر کرسی و سرمای هفده درجه زیر صفر تعریف کرده است. (فصل‌نامه‌ی اینترنتی طاووس 5 و 6)
اما شخص دیگری که مدرک معتبر و قابل قبولی از عکاسی او در مناطق به دست نیامده منوچهر خان عکاس‌باشی است. شرح حال او در هاله‌ای از ابهام است. یحیی ذکاء در میان عکس‌های قدیمی به تعدادی عکس از اواسط و اواخر ولیعهدی مظفرالدین میرزا در تبریز با امضای «خانزاد منوچهر» برخورد می‌کند که متأسفانه شخصیت گیرنده‌ی آن‌ها مشخص نیست (ذکاء 1376). تقویم سال 1306 ه.ق منوچهر خان را عکاس‌باشی ولیعهد نام برده است و در میان آلبوم‌های کاخ گلستان عکسی از چهره‌ی عکاسی به نام (منوچهر) که در زیر عکس خود را «چاکر جان نثار منوچهر عکاس پسر میرزا احمد کردستان از طایفه وکلای کردستان» معرفی کرده است موجود است. در آلبوم دیگری در کاخ گلستان فرد دیگری به نام منوچهر خان که خود را عکاس‌باشی ناصرالدین‌شاه معرفی کرده است وجود دارد به طور قطع نمی‌توان گفت که این دو نفر یکی هستند و یا دو عکاس مجزا به نام منوچهر خان وجود داشته است. (فرهنگ مردم ستاری محمد، سلامت هوشنگ 36 و 35) هیچ دلیل و مدرکی دال بر عکاسی شخصی به نام منوچهر خان در کردستان موجود نیست.
در این بین شخصی مانند آقا رضا اقبال‌السلطنه، که بعدها لقب اولین عکاس‌باشی تاریخ عکاسی ایران را از آن خود می‌کند، همراه با ناصرالدین‌شاه در سال (1275 ه.ق) طی سفری به سلطانیه و کردستان می‌آید، در این سفر آقا رضا همراه با «موسیو کارلیان» [17] فرانسوی که تازه از فرنگ برای آموزش عکاسی به ایران آورده شده است به عکاسی از شهرهایی که در طی مسیر سفر قرار دارند می‌پردازند.
او در بسیاری از مسافرت‌های اولیه‌ی ناصرالدین‌شاه همراهش بوده و در این سفر نیز که به سلطانیه، آذربایجان و کردستان بوده همراه او به عکاسی پرداخته است.
کارلیان در سفر ناصرالدین‌شاه قاجار در سال (1275 ه.ق) به کردستان همراه او بوده است. تصاویری از گنبد سلطانیه، کردستان و آذربایجان و شهر سنندج در آلبوم شماره 679 آلبوم خانه کاخ گلستان موجود است. (عدل،1379)
یکی دیگر از حاکمانی که در سال 1296 ه.ق. به حکومت مناطق غربی ایران منصوب شد علی‌خان والی بود، علی‌خان فردی تحصیل کرده بود که علاوه بر یاد گرفتن جغرافیا، عکاسی را هم در فرنگ آموخته بود. او از جوانی تا پایان عمر عکاسی کرد و ماحصل این تلاش در آلبوم‌های تقدیمی به دربار ناصرالدین‌شاه و همین‌طور مظفرالدین‌شاه که از نواحی مختلف تحت حکومت او گرفته شده سندی با ارزش محسوب می‌شود. در آلبوم معروف او، که به صورت کتاب ـ عکس است، تعداد قابل توجهی تصویر از شهر سنندج و افراد سرشناس شهر موجود است که بسیاری از تصاویر به وسیله‌ی علی‌خان والی عکاسی شده است. تصاویر این کتاب جزو اسناد ارزنده‌ی تاریخ فرهنگ ایرانی از جمله تاریخ معماری و شهرسازی آن، در نیمه‌ی دوم دوره‌ی قاجار به‌ویژه در مناطق آذربایجان و کردستان محسوب می‌شود.
ایوانف19  معروف به  روسی‌خان فرد دیگری است که حضورش در منطقه با دلیل و مدرک معتبر موثقی همراه نیست. تنها مدرک برای حضور او در کردستان و عکاسی در این منطقه روایت شفاهی یکی از نوادگان خاندان آصف اعظم مبنی بر حضور او در کردستان همراه با قوای روسیه در خلال مناقشات مشروطه است. هیچ تصویری به طور قطع مربوط به روسی‌خان هنوز یافت نشده است.
عکاسان کردستان در دوره‌ی قاجار
 حضور دو عکاس در شهر سنندج و منطقه‌ی کردستان اردلان قابل بررسی است. یکی از آن‌ها فردی است به نام پاشاخان، او فرزند نجف‌قلی‌خان اردلان بوده است که تعدادی از تصاویر گرفته شده در دوره‌ی قاجار در کردستان قطعاً مربوط به اوست.
حضور او در چند تصویر گرفته شده در دوره قاجار قابل شناسایی است. به دلیل موجود نبودن مدارک و شواهد بیشتر و عدم دسترسی به نوادگان او اطلاعات بیشتری از این عکاس وجود ندارد؛ مسئله‌ی واضح این است که پاشاخان عکاسی را به شکل حرفه‌ای انجام می‌داده اما حرفه‌ی اصلی‌اش نبوده است.
میرزا اسماعیل‌خان معتمد وزیری (1355 - 1264 ه.ق) در شهر سنندج متولد شده و حدود 91 سال زندگی کرده است. اجداد او از مالکین منطقه بوده‌اند. خاندان وزیری در اواخر حکومت اردلان‌ها و در دستگاه حکام محلی منطقه بعد از اردلان‌ها همواره سمت پیشکاری را عهده‌دار بوده‌اند. اسماعیل‌خان طبق روایت نقل شده توسط یکی از نوادگانش در سن 16 سالگی دوربین عکاسی را از یک عکاس روس هدیه می‌گیرد. عکاس روسی که دوربین عکاسی را به اسماعیل‌خان هدیه داده می‌تواند همان شخص ایوانف باشد که قبل‌تر در مورد حضورش در منطقه صحبت شد، و یا آنتوان سوریوگین. در میان تصاویر به‌جای‌مانده از اسماعیل‌خان به عکس‌های خانوادگی و عکس‌هایی از رجال منطقه و همین طور عکس‌هایی که از نظر اصول اولیه‌ی عکاسی در سطح پایین‌تری نسبت به بقیه‌ی تصاویر هستند، بر می‌خوریم؛ تصاویری که می‌تواند توسط اسماعیل‌خان نوجوان گرفته شده باشد. در میان تصاویر، چند شهروند عثمانی نیز دیده می‌شوند که می‌توانند از عوامل کنسولگری عثمانی در شهر سنندج باشند. مجموعه‌ی اسماعیل‌خان معتمد وزیری می‌تواند حاصل چند سال عکاسی او از روی تفنن و کنجکاوی باشد، چرا که او نیز مانند پاشاخان قطعاً به منظور کسب درآمد عکاسی نمی‌کرده است.
قدیمی‌ترین تصاویر از کردستان
 حضور دوربین عکاسی در کردستان اردلان را با توجه به قدیمی‌ترین عکس گرفته شده از منطقه باید تعیین کرد. پس تصاویر تهیه شده از کردستان در طی سفر ناصرالدین‌شاه در سال 1275 ه.ق به سنندج قدیمی‌ترین تصاویر موجود و اولین حضور دوربین عکاسی در منطقه‌ی کردستان است.
 دوربین عکاسی که توسط دربار وارد ایران شد توسط شخص ناصرالدین‌شاه و همراهانش نیز به منطقه وارد شده است، با توجه به این مسئله که کردستان اردلان منطقه کوهستانی و صعب‌العبور بوده و فاصله‌اش از مرکز ایران دور بوده است طبیعتاً این ابزار توسط ناصرالدین‌شاه به منطقه آورده شده است. دوربین‌های بعدی توسط ملاکین و خان‌های منطقه وارد شده و گواه این مسئله شناسایی قدیمی‌ترین عکاس در منطقه به نام پاشاخان است که از فرزندان خاندان اردلان بوده است. همان طور که قبل‌تر ذکر شد ژول ریشار و ژاک دومرگان فرانسوی هم در منطقه حضور داشته‌اند. اگر مدرکی مبنی بر حضور ژول ریشار همراه با دوربین عکاسی و گرفتن عکس در منطقه قبل از ناصرالدین‌شاه به دست بیاید قطعاً سندی تاریخی، نه‌تنها برای منطقه، بلکه سند با ارزشی در تاریخ عکاسی ایران است. دلیلی که احتمال وجود تصاویری قدیمی‌تر از حضور ناصرالدین‌شاه در منطقه را کمرنگ‌تر می‌کند سختی کار با دوربین‌های داگرئوتیپ اولیه و کوهستانی بودن منطقه است.
 در آلبوم 679 آلبوم‌خانه‌ی سلطنتی کاخ گلستان دو تصویر از شهر سنندج دیده می‌شود. در ابتدای این آلبوم نام آقا رضا اقبال‌السلطنه و موسیو کارلیان فرانسوی به عنوان عکاسان این آلبوم نوشته شده است. تا به این لحظه این دو تصویر قدیمی‌ترین تصویرهای به‌دست‌آمده از منطقه‌ی کردستان اردلان هستند که تاریخ آلبوم سال 1276 ه.ق.، یک سال بعد از سفر ناصرالدین‌شاه به منطقه را بر خود دارد. تصویر اول نمای عمومی شهر سنندج است که در زیر این دو تصویر امضای عکاس وجود ندارد و دیگری تصویری از زاویه‌ی بالا از میدان ارگ سنندج است. از آنجا که عکاسان فرنگی نام خود را به اختصار در زیر تصاویر می‌نوشتند و در زیر این دو تصویر امضای عکاس وجود ندارد پس احتمال اینکه عکاس دو عکس موسیو کارلیان بوده باشد تا حدودی منتفی است. در این صورت عکاس این دو عکس آقا رضا اقبال‌السلطنه است، زیرا او در سفر دیگری به خراسان نیز همراه شاه قاجار بوده و تصویری از نمای بالا از صحن حرم امام رضا را به تصویر کشیده است .در تصویر گرفته شده از میدان ارگ سنندج نیز این تکنیک به کار رفته است و این تکنیک یکی از شگردهای عکاسی آقا رضا بوده است.


 
تصویر شماره 1- نمای شهر سنندج، آلبوم 679 آلبوم‌خانه‌ی کاخ گلستان

 

تصویر شماره 2

 نوشته‌ی زیر دو تصویر نیز به احتمال زیاد دستخط خود ناصرالدین‌شاه است، چرا که او آلبوم‌های اولیه‌ی را شخصاً پانویسی می‌کرده است. پس عبارت صورت شهر سنندج که در بالای تصویر نوشته شده است دستخط خود شخص ناصرالدین‌شاه است. موسیو کارلیان که چند ماه قبل از سفر ناصرالدین‌شاه به کردستان برای آموزش عکاسی به ایران آورده می‌شود، حضورش همراه با آقا رضا در سفر به کردستان قطعی است. او شیوه‌ی کلودیون ‌تَر را با خود به ایران آورد و این دو تصویر به این شیوه تهیه شده‌اند. زمان نوردهی طولانی در تصویر دوم به خوبی نشان‌دهنده‌ی این شیوه‌ی عکاسی است.
سومین تصویر از نظر رده‌بندی تاریخی تصویری است که لوئیچی مونتابونه، عکاس ایتالیایی در سال 1279 ه.ق / 1862 م. از غلام‌شاه‌خان اردلان، امان‌اله‌خان ثانی، آخرین والی کردستان تهیه کرده است. او همراه هیأتی ایتالیایی برای امور نظامی به ایران می‌آید و علاوه بر عکاسی از ناصرالدین‌شاه و درباریان به مسافرت در بقیه‌ی مناطق ایران نیز می‌پردازد.
احتمال برداشته شدن تصویر مورد نظر در کردستان کم است، چرا که با توجه به مسیر عبور مونتابونه و فهرست شهرهایی که او به آن مناطق سفر کرده و عکس گرفته، نامی از کردستان برده نشده و فقط نام شهر کرمانشاه به چشم می‌خورد. از طرفی آخرین والی اردلان که از مادری قجری متولد شده در سال‌های آخر حکومت خود همواره بین تهران و سنندج در رفت‌وآمد بوده است، حضور خدمتکاری با سربند کُردی در کنار خدمتکاری با لباس تمام قاجاری در تصویر قابل توجه است. احتمال اینکه خدمتکار همراه او به تهران رفته باشد نیز وجود دارد. در نتیجه با توجه به اشاره نکردن به شهر سنندج در میان شهرهایی که او از آن‌ها عبور کرده احتمال گرفته شدن تصویر در تهران بسیار زیاد است. تاریخ عکاسی چند سال قبل از عزل غلام‌شاه‌خان از صحنه‌ی سیاسی منطقه است.


 
تصویر شماره 3.  غلامشاه‌خان اردلان ، عکاس لوئیجی مونتابونه

 مانند سایر مناطق ایران، در این منطقه نیز عکس‌ها معمولاً در فضای باز و داخل حیاط و یا باغ خانه‌ها و عمارت‌های بزرگ قدیمی برداشته شده‌اند. عکاس با نصب پارچه‌ای ساده بر دیوار و قرار دادن سوژه در مقابل این پرده‌های ساده و عاری از نقش‌ونگار، در واقع سوژه را از فضای پشت سرش جدا می‌کرده است. اولین عکاسخانه‌ها در شهرهای بزرگ دایر شد و محلی برای عکاسی از افراد عادی به غیر از درباریان بود. اما تا به امروز سندی مبنی بر وجود داشتن عکاسخانه در سنندج در دوره‌ی قاجار به دست نیامده است، حضور دو عکاس که هر دو از خان‌های منطقه بوده‌اند و قطعاً عکاسی را به صورت تفننی دنبال می‌کردند می‌تواند دلیلی بر عدم مکانی خاص به عنوان عکاسخانه در این منطقه باشد. بعد از رواج بیشتر عکاسی شاهد حضور پرده‌های نقاشی شده نیز هستیم. حضور این پرده‌ها در تصاویر مربوط به منطقه‌ی کردستان اردلان در فضاهای باز مشهود است. طراحی‌های روی پرده‌ها معمولاً ساختمان‌ها و مناظر غیربومی بوده که احتمال اینکه پرده‌ها از کشور عثمانی وارد منطقه شده باشد را تقویت می‌کند و دلیل آن مراودات تجاری بین کردستان و عثمانی و وجود کنسولگری عثمانی در شهر سنندج بوده است. 
 در تعداد اندکی از تصاویر شاهد حضور افراد در فضاهایی شبیه عکاسخانه هستیم. این تصاویر که بعضی از آن‌ها به صورت کارت‌ویزیت از سران و حاکمان محلی تهیه شده است قطعاً در منطقه‌ی کردستان تهیه نشده‌اند و به احتمال بسیار این تصاویر در شهرهای اطراف کردستان که دارای امکانات بیشتری برای عکاسی بوده‌اند تهیه ‌شده‌اند.
استفاده از تکنیک‌های تهیه‌ی تصویر در تعدادی از تصاویر نیز به چشم می‌خورد؛ تکنیک‌های چاپی مانند cache   و degradauter  در چند تصویر مشاهده می‌شود.
در بررسی تاریخی تصاویر به‌دست‌آمده از کردستان اردلان با چند شیوه برای دسته‌بندی مواجه هستیم. یکی از شیوه‌های طبقه‌بندی بر اساس تقویم زمانی تصاویر است که در مورد سه تصویر قدیمی به‌دست‌آمده از منطقه‌ی کردستان اردلان صورت گرفته است، اما طبقه‌بندی بر اساس تعداد مجموعه‌های موجود قطعاً بهترین شیوه‌ی دسته‌بندی و بررسی تصاویر موجود است. طبقه‌بندی و بررسی با توجه به مجموعه تصاویر به‌دست‌آمده صورت می‌گیرد.
چرا که اگر ملاک طبقه‌بندی تاریخی را بر اساس افراد حاکم و سرشناس در تصاویر قرار دهیم، با توجه به حضور طولانی‌مدت خاندان کُرد اردلان در منطقه، حتی بعد از برکناری از حکومت، همچنان این خاندان دارای ارزش و احترام قابل‌توجهی در منطقه بوده و حضور یک نفر عکاس از این خاندان در منطقه باعث شده است که افراد سرشناس این خاندان در تصاویر این منطقه همواره حضور داشته باشند. در این بین با چند مجموعه رو‌به‌رو هستیم که به ترتیب به بررسی این مجموعه‌ها خواهیم پرداخت.

آلبوم شماره 100 آلبوم خانه کاخ گلستان
این آلبوم بدون تاریخ و عنوان عکاس، تعداد بیست‌وسه تصویر از کردستان اردلان را در خود جای داده است. تصاویر این آلبوم مربوط به حکام دولتی، سران عشایر و قبایل منطقه، چند تصویر از شهر سنندج و عمارت‌های موجود در قلعه‌ی حکومتی، تصاویر مربوط به چند روحانی محلی و دراویش منطقه است. تصاویر این مجموعه به طور پراکنده و احتمالاً با توجه به مکان عکس‌برداری در این آلبوم قرارگرفته‌اند. با توجه به نوع پوشش و حالت افراد در مقابل دوربین احتمال اینکه این تصاویر جهت انجام گزارش تصویری از اوضاع و احوال خوانین و حکام منطقه گرفته شده باشد بسیار زیاد است، چرا که ناصرالدین‌شاه به وسیله‌ی تصاویری که از نقاط مختلف کشور تقدیمش می‌شد از اوضاع و احوال حکام مناطق مختلف مطلع می‌شد.

 

 
تصویر شماره 4.  سران حکومتی کردستان، آلبوم شماره 100 آلبوم‌خانه‌ی کاخ گلستان

یکی از دلایلی که باعث می‌شود نتوان تاریخ دقیقی برای تصاویر این آلبوم تعیین کرد وجود چند عکس از مشیر‌دیوان در سنین مختلف در این مجموعه است. قطعاً کسانی که در این آلبوم از آن‌ها عکاسی شده مانند بقیه‌ی مجموعه‌تصاویر موجود از دوره‌ی قاجار و تا قبل از انقلاب مشروطه افراد حاکم و طبقه‌ی فرادست جامعه هستند. حتی تصاویری که در محیط روستایی و با لباس محلی گرفته شده به علت زیرنویس داشتن، نشان از مهم بودن افراد حاضر در تصویر دارد. تصاویر این آلبوم از نظر پوشش، که یکی از مشخصه‌های نسبت دادن تصاویر به منطقه‌ی کردستان است، به دو دسته تقسیم می‌شود: دسته‌ی اول تصاویری از حکام محلی و اطرافیان آن‌ها در لباس رسمی دوره‌ی قاجار. دسته‌ دوم تصاویری  از حکام محلی و روستایی در مناطق غیر شهری در لباس کُردی. نکته‌ی قابل توجه در این آلبوم چند تصویر مربوط به دو درویش است که به احتمال بسیار زیاد مربوط به دراویش فرقه‌ی قادریه هستند. تصویر با ارزش دیگری که در این مجموعه وجود دارد تصویری دسته‌جمعی در فضای باز از تجمع دراویش قادری به همراه ساز دف است. این تصویر بدون شک تصویری منحصر‌به‌فرد و خاص منطقه‌ی کردستان است. آنچه این آلبوم را ویژه کرده حالت خاص گزارش‌گونه‌ی آن است. این تصاویر به صورت گزارشی از حاکمان منطقه برای دربار گرفته شده است.

آلبوم عکس علی‌خان والی
این مجموعه بدون شک غنی‌ترین تصاویر گرفته شده از منطقه‌ی غرب کشور را به خود اختصاص داده است. علی‌خان فردی تحصیل کرده در فرنگ و آشنا به فن عکاسی بوده است. «ناصرالدین‌شاه معمولاً عکاسانی را به نقاط مختلف ایران می‌فرستاد و دستور می داد که از راه ها، کاروان‌سراها، ولایات، آبادی‌ها و هر جا را خوب ببینند، عکاسی کرده و او را از شرایط آن منطقه مطلع سازند. ولی هیچ مأموریتی برای عکاسی از مناطق غرب و شمال غرب ایران از جانب او صادر نشده است، چرا که حاکمی عکاس با تکیه بر استطاعت مالی، اختیارات دولتی، بدون هیچ محدودیت زمانی و مکانی در آنجا به تهیه‌ی گزارش‌های تصویری مشغول بود. او طی نامه‌ای از این اقدام علی‌خان قدردانی کرده و ادامه‌ی این روند را از او خواستار می‌شود» (ابوطالبی، 1395) علی‌خان به دستور امیرنظام گروسی در سال 1309 ه.ق. حکومت کردستان، کرمانشاهان و گروس را پذیرفته و برای انجام مأموریت خود به منطقه اعزام می‌شود. تصاویر این مجموعه شامل تعدادی تصاویر از افراد سرشناس محلی، خوانین، کارمندان دولتی، مراجع مذهبی منطقه و همچنین برای اولین بار زنان افراد سرشناس و کودکانشان و همین طور تصاویری از شهر سنندج و چند مراسم و دیدارهای علی‌خان با پسر امیرنظام و نمایندگان عثمانی است. اهمیت این آلبوم مدیون توضیحات موجود در کنار تصاویر است که در مورد تصاویر موجود از کردستان کمتر به چشم می‌خورد. در تصاویر موجود در این آلبوم ترکیب عناصر محلی و غیرمحلی در لباس زنانِ به‌تصویرکشیده جالب توجه است. چنین ترکیبی به‌ندرت در سایر مجموعه تصاویر جمع‌آوری‌شده دیده می‌شود. زنان به‌تصویر‌ درآمده همسران و فرزندان افراد سرشناس محلی هستند که در مقابل دوربین علی‌خان والی نشسته‌اند. این مسئله خود گویای ویژگی جالبی در مواجه با عکاسی از زنان در مناطق کُردنشین است. زنان در این مناطق نسبت به سایر مناطق ایران راحت‌تر در مقابل دوربین مردان نامحرم نشسته و از آن‌ها عکس‌برداری می‌شود.
در مجموعه تصاویر ارائه شده از کردستان اردلان، عکس‌ها از گستردگی و تنوع بیشتری نسبت به سایر مجموعه‌ها برخوردارند. علی‌خان در تعدادی از تصاویر خود حضور دارد، که احتمال اینکه دستیار او، که همراه علی‌خان بوده، تصاویر را تهیه کرده باشد بسیار است. تصاویری از عمارت‌های سنندج، تعدادی از زنان سنندجی، نماهای متعدد از شهر سنندج و عمارت‌های قلعه‌ی حکومتی، که امروزه اثری از آن‌ها باقی نمانده، جزو تصاویر این مجموعه است. وجود چند تصویر از جمع دراویش و علمای سنندج به همراه نمایی از علی‌خان در تفرج‌گاهی نزدیک و خارج شهر سنندج جزو تصاویر قابل توجه این مجموعه است. مراسم روضه‌خوانی علی‌خان در عمارت نادری به همراه دیدار او با کارگزاران سهام خارجه و مأمور کمیسیون تحقیق عثمانی در عمارت ظفریه سنندج مهر تأییدی بر گزارش‌گونه بودن این مجموعه عکس است.

مجموعه اسماعیل‌خان معتمد وزیری: (1264 – 1355)
مجموعه تصاویر تازه یافته‌شده از خاندان معتمد وزیری که از نوادگان میرزا و رضای وزیر هستند، جزو مجموعه‌های فاخر به دست آمده از اواخر دوره‌ی قاجار است. این خاندان همواره در طول دوره‌ی قاجار سمت پیشکاری حکام محلی را عهده‌دار بوده‌اند. تعداد هجده عدد از مجموعه‌ی 64 تصویر یافته شده‌ی مربوط به این خاندان ـ که به صورت شیشه‌های نگاتیو هستند ـ چندی بیش توسط یکی از نوادگان اسماعیل‌خان معتمد وزیری به صورت امانت در اختیار نگارنده قرار گرفته است.
تصاویر متعلق به این مجموعه به نظر همگی تصاویری خانوادگی هستند. اسماعیل‌خان معتمد وزیری، عکاس این مجموعه، با توجه به ادعای یکی از نوادگانش دوربین عکاسی را در سن نوجوانی و 16 سالگی از عکاسی روس که برای گرفتن تصاویری از منطقه‌ی کردستان به این مکان آورده شده بود هدیه گرفته است. در این مجموعه با تصاویری از اعضای خانواده، سربازان و تصاویری از زن‌ها در باغ خانوادگی و فضاهای باز و کودکان مواجهیم. تعدادی از تصاویر به صورت ابتدایی عکاسی شده‌اند که می‌تواند مربوط به اوایل آموختن عکاسی توسط اسماعیل‌خان باشد و تعدادی دیگر که دارای کادربندی بهتری هستند قطعاً مربوط به دوره‌های بعدتر عکاسی او هستند. عکس‌های این مجموعه نشان‌دهنده‌ی ذهن جستجوگر نوجوانی است که علاقه به ثبت افراد اطرافش را دارد. در بین تصاویر، عکسی از خود عکاس نیز وجود دارد که می‌توان به صورت خودنگاره گرفته شده باشد.
آنچه واضح است این است که اسماعیل‌خان به عکاسی به عنوان حرفه‌ای جهت کسب درآمده نگاه نمی‌کرده و صرفاً وسیله‌ای جهت تفریح و رفع کنجکاوی عکاسانه‌‌اش بوده است. حضور زن‌ها با لباس‌های محلی و کودکان در این مجموعه جالب توجه است.

آنتوان سوریوگین
آنتوان سوریوگین20 که از مطرح‌ترین عکاسان حاضر در ایرانِ قرن نوزدهم بوده است به توصیه‌ی استاد خود به عکاسی از نقاط مختلف ایران می‌پردازد. در این بین عکس‌های او از زنان و مردان با پس‌زمینه‌های مختلف مذهبی و در لباس‌های محلی به شهرت می‌رسد. در میان مجموعه تصاویری که او از نقاط مختلف ایران تهیه کرده به تعدادی تصویر از مناطق کردنشین برخورد می‌کنم. تصاویر سوریوگین از مناطق کُردنشین به دو دسته تقسیم می‌شود؛ دسته‌ی اول تصاویری که از تعدادی خانواده کُرد در پوشش کُردی و در فضای خانگی و محلی زندگی آن‌ها گرفته شده که با توجه به نحوه‌ی پوشش، مربوط به منطقه‌ی کرمانشاه و شهرهای اطراف آن مانند ایلام است.

 

 
تصویر شماره 5 . خانواده‌ی کرد، عکاس آنتوان سوریوگین


دسته دوم تصاویر زنانی را به ما نشان می‌دهد که با لباس کُردی و دامن قاجاری بر روی فرش و گلیم به حالت‌های خاصی آراسته شده‌اند. این دسته از تصاویر جزو عکس‌های صحنه‌پردازی شده‌ی آنتوان سوریوگین هستند و پوشش زنان حاضر در تصاویر بسیار به پوشش زنان در منطقه‌ی کردستان اردلان نزدیک است.
 در میان تصاویری که از آرشیو سوریوگین یافته شده، تصاویری دیگر از منطقه‌ی کرمانشاه با ذکر زیرنویس و علامت مخصوص او که در حاشیه عکس‌هایش ثبت می‌کرد موجود است که گواهی است بر حضور عکاس در منطقه‌ی کرمانشاه. اما در مورد حضور او در منطقه‌ی کردستان اردلان و شهر سنندج در هیچ سند تاریخی اشاره‌ای به سفر او به این منطقه نشده، اما از آنجا که در اواخر دوره‌ی قاجار کردستان اردلان جزو کرمانشاه محسوب می‌شده و ولایتی جدا به حساب نمی‌آمده است، می‌توان با حدس و گمان احتمالی برای حضور او در منطقه‌ی مذکور قائل شد. این ادعا با یافتن تصویری از شهر سنندج در میان آرشیو ولادیمیر مینورسکی 21و حک شدن علامت مخصوص سوریوگین در گوشه‌ی تصویر مورد نظر به یقین تبدیل شده و حضور او در منطقه‌ی کردستان اردلان را به اثبات می‌رساند.
مجموعه عکس‌های پراکنده نیز جمع‌آوری شده که شامل هشتاد قطعه عکس از منطقه‌ی کردستان اردلان در دوره قاجار است که به صورت شخصی از خانواده‌های محلی جمع‌آوری شده است. این تصاویر نیز مانند سایر تصاویر موجود در دوره‌ی قاجار و به‌خصوص ابتدای حضور عکاسی در ایران و منطقه، صرفاً تصاویر حکام و خوانین است که با توجه به نظام اجتماعی موجود در منطقه و حضور طبقه‌ی فئودال طبیعی است که شاهد حضور کمتر طبقه‌ی کشاورز و رعایا در تصاویر باشیم.

بررسی ویژگی‌های قومی و فرهنگی تصاویر کُردها
ویژگی‌های فرهنگی و قومی هر ملت جدا از پیشینه‌ی تاریخی آن‌ها نخواهد بود و تاریخ هر ملتی خود بازنمود تاریخ فرهنگی آن قوم و ملت است. کُردها که جزو اصیل‌ترین ساکنان فلات ایران بوده‌اند دارای خصلت‌هایی مشابه ویژگی‌های جامعه‌ای مادی است. فرهنگ کُردها تحت تأثیر شیوه‌ی زندگی عشایری و کوچ‌نشینی آن‌ها و جغرافیای منطقه که شامل کوه‌های صعب‌العبور و دره‌های عمیق همراه با دشت‌های سرسبز و گل‌های وحشی منطقه است قرار گرفته است و این طبیعت  را در جای‌جای فرهنگ کردها نشان داده است.
در بررسی تصاویر به‌دست‌آمده از منطقه و ویژگی‌های فرهنگی حاضر در تصاویر، آنچه در وهله‌ی اول باعث جلب توجه می‌شود و بارزترین ویژگی برای شناسایی تصاویر مربوط به کُردها است پوشش افراد حاضر در تصاویر است.
در بررسی پوشش کُرد‌ها در تصاویر جمع‌آوری شده از کردستان اردلان با چند دسته از تصاویر مواجه می‌شویم. در تعدادی از تصاویر با پوشش رسمی مشابه سایر مناطق ایران برخورد می‌کنیم که حاکی از عکس‌های سفارشی و گزارش‌گونه جهت آگاهی ناصرالدین‌شاه و پادشاهان بعد از او برای اطلاع از احوال مناطق مختلف و همین طور شناختن حاکمان منطقه است. در تعدادی دیگر ترکیب پوشش رسمی و لباس محلی دیده می‌شود که این نوع ترکیب حتی در لباس زنان آن دوره نیز متداول بوده است؛ مانند لباس رسمی قاجاری و سربند کُردی برای مردان و زنان.

 

 
تصویر شماره 6 . فرد سمت چپ: حاج مظهر‌الاسلام فعال مشروطه، آلبوم شخصی خاندان معتمدی

در دسته‌ی دیگری از تصاویر با افرادی با لباس کاملاً محلی مواجه می‌شویم که این نوع پوشش در مناطق روستایی و دور از شهر به وفور دیده می‌شود، برعکس مناطق شهری که طبقه‌ی حاکم و یا صاحب‌منصبان دولتی حضور دارند و پوشش کاملاً رسمی و قاجاری است. جزئیات لباس افراد حاضر در تصاویر، خود گویای مطالبی راجع به جنسیت، طبقه‌ اجتماعی، شرایط اقتصادی، تأهل یا تجرد فرد و حتی متعلق بودن فرد به منطقه‌ای خاص در جغرافیای کردستان است. در این بین رنگ نیز به عنوان ویژگی دیگر در لباس کُردها خودنمایی می‌کند. نیکیتین تنوع رنگ در لباس کُردها را این‌گونه ذکر می‌کند: «عموماً استفاده از رنگ‌های مختلف در پوشش کُردها در اثر ارتباط زیاد آن‌ها با طبیعت و محیط پیرامون بوده، به طوری که کاربرد هنرمندانه رنگ‌های طبیعت و مظاهرش نه‌تنها در لباس، بلکه حتی در اساس منزل آن‌ها مانند قالی، گلیم و غیره نیز راه یافته‌اند.» (نیکیتین، 1366، 219) {22}


 
تصویر شماره 7 . حاج مظهر‌الاسلام، آلبوم شخصی خاندان معتمدی

حضور لوازم خاص منطقه و متناسب با فرهنگ و مقتضیات جغرافیایی در تصاویر جمع‌آوری شده از منطقه قابل مشاهده است. اگر چه برخی از تصاویر مورد استفاده در کردستان در سایر مناطق ایران نیز مشاهده می‌شود، اما حضور صنایع‌دستی خاص منطقه در تصاویر و به‌خصوص فرش و گلیم‌های دستباف کردستان خود نشان دیگری از حضور کردهاست. برای مثال قالی «سنه» که به عنوان زیرانداز و گاهی موارد به عنوان پوششی تزئینی جهت استفاده در فضای پشت صحنه مورد استفاده قرار می‌گرفته است. لازم به توضیح است که استفاده از قالی به عنوان پس‌زمینه تصویر در مناطق مرکزی ایران و مراکزی که به عنوان مراکز اصلی قالیبافی شناخته می‌شده‌اند نیز مرسوم بوده است.
حضور سلاح در تصاویر سایر مناطق ایران تا قبل از دوره‌ی مشروطه متداول نبوده و بعد از حوادث مشروطه در تصاویر حضور پیدا می‌کند. اما در تصاویر مربوط به کردستان اردلان به‌خصوص در تصاویری که در مناطق غیر شهری گرفته شده سلاح جزوی از اجزای لباس کُردها است و این مسئله کاملاً با شیوه‌ی زندگی و موقعیت جغرافیایی و سیاسی منطقه مطابقت داشته و حضور سلاح، همراه با اسب در تصاویر کردستان اردلان کاملاً مشهود است.


 
تصویر شماره 8 . مردان کرد مسلح، آلبوم شماره 100 آلبوم‌خانه‌ی کاخ گلستان

حضور موسیقی در زندگی کُردها حضوری تاریخی و آئینی است. در چند تصویر موجود از منطقه در دوره‌ی قاجار حضور ساز دف، سازی که در مراسم و آئین‌های مذهبی منطقه مورد استفاده قرار می‌گیرد، جالب توجه است. در کنار دف، شاهد حضور طبقه‌ای خاص در جامعه‌ی کُردی در تصاویر مربوط به این دوره هستیم؛ طبقه‌ای به نام مشایخ که پیرو طریقت قادریه 23، از طریقت‌های عرفانی کهن در مناطق کُردنشین خاورمیانه، هستند. همنشینی ساز دف با مشایخ ارتباط این ساز را با آئین‌های مذهبی کُردها تائید می‌کند. حضور مشایخ طریقت نقشبندیه 24، طریقت عرفانی پر نفوذ دیگری در مناطق کُردنشین، تا دوره‌ی پهلوی در تصاویر دیده نمی‌شود و تنها شاهد حضور مشایخ طریقت قادریه هستیم.
حضور افراد به صورت گروهی در تصاویر بعد از انقلاب مشروطه در تمامی مناطق ایران متداول شد، در حالی که در مناطق کُردنشین حضور گروهی افراد در مقابل دوربین تا قبل از انقلاب مشروطه نیز دیده می‌شود و این مسئله نیز تحت تأثیر ساختار اجتماعی و حضور ایلات و عشایر و همبستگی آن‌هاست. در مناطق غیرشهری درصد تصاویر گروهی بسیار بیشتر از مناطق شهری است، در عکاسی پرتره دوره‌ی قاجار افراد مهم به صورت نشسته و یا در مرکز تصویر قرار می‌گرفته‌اند، در تصاویر به‌دست‌آمده از این مناطق نیز حضور خان یا حاکم منطقه در نقطه‌ی مرکزی تصویر جلب توجه می‌کند.

 

 
تصویر شماره 9. دراویش قادری، آلبوم شماره 100 آلبوم‌خانه‌ی کاخ گلستان

نکته‌ی قابل توجه دیگر در تعدادی از تصاویر این منطقه حضور راحت‌تر زنان در مقابل دوربین عکاسی است. زنان در مناطق کُردنشین بدون روبنده و روسری و با لباس و سرپوش‌های محلی دیده می‌شوند. در تعدادی از تصاویر زنان کُرد دارای کلاه هستند که نشان از این دارد که به طبقه‌ی خان و اعیان اختصاص داشته است. حضور زنان در تصاویر دوره‌ی قاجار در این منطقه نیز مانند سایر مناطق ایران کمتر است. در این بین حضور افراد در طبیعت در تعدادی از تصاویر قابل توجه است و این امر نشان از عشق و علاقه‌ی مردم منطقه به طبیعت دارد؛ چرا که شیوه‌ی زندگی و زیستن در طبیعت کوهستانی تأثیر خود را در جای‌جای زندگی کُردهای این منطقه گذاشته است و همین امر باعث شده تا زنان حضور راحت‌تری در مقابل دوربین عکاسی داشته باشند.


 
تصویر شماره 10.  زنان کرد سنندجی، آلبوم شخصی


نتیجه‌گیری 
عکاسی به عنوان ابزاری وارداتی از غرب در مدت‌زمان کوتاهی در سایر مناطق ایران نیز علاوه بر پایتخت حضور پیدا کرد. در منطقه‌ی کردستان اردلان به دلیل دوری منطقه از نظر مسافت جغرافیایی و شرایط و نحوه‌ی زندگی مردم این منطقه عکاسی با تأخیر زمانی وارد منطقه شده و این مسئله بر عقب‌تر بودن از نظر شیوه‌های عکاسی نسب به سایر مناطق ایران بی‌تأثیر نبوده است. قدیمی‌ترین شیوه‌ی عکاسی به روش کلودیون ‌تَر بوده و سایر شیوه‌های عکاسی نیز با فاصله‌ی زمانی بیشتر در منطقه رواج یافته است. در این میان فقدان طبقه‌ی متوسط اجتماعی و همین‌طور گران بودن فرایند عکاسی از دلایل محصور ماندن آن در میان طبقه‌ای خاص است.
 حضور دوربین عکاسی در کردستان اردلان بی‌شک هم‌زمان با ورود ناصرالدین‌شاه قاجار به منطقه و در سال 1275 ه.ق. است. عکاسی همزمان با حکومت خسرو خان اردلان معروف به ناکام وارد ایران می‌شود در دوران محمدشاه قاجار، ژول ریشار فرانسوی برای کشف معدن از طرف پادشاه به منطقه فرستاده می‌شود (1849 م/1266 ه.ق) احتمال وجود عکسی از منطقه و عکاسی ریشار از این منطقه بسیار کم است.
تصاویر موجود در آلبوم 679 آلبوم خانه سلطنتی کاخ گلستان قدیمی‌ترین تصاویر گرفته و یافت شده تا حال حاضر است، دو تصویر از شهر سنندج و میدان ارگ که به احتمال بسیار توسط آقا رضا عکاس‌باشی برداشته شده و توسط ناصرالدین‌شاه زیرنویس شده است. تصویر دیگری که قدمت آن به بعد از سفر ناصرالدین‌شاه به منطقه مربوط می‌شود تصویری است که لوئیجی مونتابونه، عکاس ایتالیایی از غلام‌شاه‌خان اردلان آخرین والی اردلان در کردستان در سال 1862 م / 1279 ه.ق برداشته است.
 کردستان در سفرنامه‌ها و کتاب‌های مصور غربی‌ها حضور دارد، قدیمی‌ترین توصیف کردستان اردلان شاید مربوط به کلودیوس جیمز ریچ باشد که در سفرنامه‌ی خود در سال 1820 م به توصیف عمارت‌های شهر سنندج پرداخته است. سیاحان و افراد دیگری چون هاینری بایندر، ایزابلا لوسی برد بیشاب، ای.بی. سوان، الکساندر ایاز و تعدادی دیگری به عکاسی از مناطق کردنشین پرداخته‌اند.
آنتوان سوریوگین با مجموعه تصاویر زنان کُرد در این بین برجسته‌ترین عکاسی است که از منطقه به احتمال زیاد به عکاسی پرداخته است. حضور ایوانُف، ملقب به روسی‌خان در منطقه با شک و شبهه همراه است.
در این بین دو فردی که در کردستان اردلان به عکاسی پرداخته‌اند و طبیعتاً از خان‌های منطقه بوده‌اند یکی پاشاخان اردلان و دیگری میرزا اسماعیل‌خان معتمد وزیری هستند. به دلیل روابط تجاری با کشور عثمانی و حضور کنسولگری عثمانی در شهر سنندج قطعاً پرده‌های نقاشی‌شده‌ای به عنوان پس‌زمینه استفاده می‌شده از طریق این کشور و توسط تجار به منطقه وارد شده است. چند مجموعه قابل بررسی تصاویر آلبوم 100 آلبوم‌خانه‌ی سلطنتی کاخ گلستان، کتاب علی‌خان والی، مجموعه عکس‌های زنان کُرد آنتوان سوریوگین و مجموع تصاویر تازه یافت‌شده‌ی اسماعیل‌خان معتمد وزیری است. در این بین تعدادی تصاویر به صورت پراکنده از افراد و خانواده‌های محلی جمع‌آوری شده که تعیین تاریخ تصاویر به جز از طریق حضور حاکمان و افراد سرشناس در تصاویر به طریق دیگری امکان‌پذیر نخواهد بود. 
آنچه می‌توان از این تصاویر جمع‌آوری شده برداشت کرد ارزش تاریخی تصاویر به عنوان اسنادی تاریخی، جغرافیایی و از همه مهم‌تر فرهنگی درباره‌ی نحوه‌ی زندگی و پوشش کُردهای ساکن در این منطقه است. از ویژگی‌های فرهنگی و قومی خاصی که در تصاویر این منطقه به چشم می‌خورد می‌توان به پوشش آدم‌ها اشاره کرد که خود دارای جزئیاتی جهت طبقه‌بندی اجتماعی افراد است. حضور ملزوماتی خاص در صحنه که نشان‌دهنده‌ی مشخصات فرهنگ منطقه است؛ مانند استفاده از صنایع‌دستی خاص، حضور سلاح به عنوان بخشی از لوازم صحنه، همراه داشتن ساز در چند تصویر و حضور طبقه‌ی خاص منطقه‌ی کردستان، یعنی مشایخ طریقت قادری از دیگر نکات قابل توجه در این تصاویر است.
حضور افراد به صورت گروهی به‌خصوص در تصاویر گرفته شده از مناطق غیر شهری مناطق کردستان اردلان، حضور در طبیعت و حضور زنان راحت‌تر از سایر مناطق در مقابل دوربین عکاسی ویژگی‌های دیگر از تصاویر این منطقه است که خود دلالت بر شیوه‌ی زندگی و فرهنگ ساکنان کردستان اردلان دارد.


فهرست منابع
 مردوخ کردستانی، محمد؛ تاریخ کرد و کردستان، سنندج، غریقی، 1367
حیرت سجادی، عبدالحمید؛ سنندج قدیم، سنندج، کردستان، 1395
هادیان، کوروش؛ سده‌های سروری، نگاهی به تاریخ و جغرافیای کردستان اردلان، اصفهان، کنکاش، 1389
میمنت آبادی، فرهاد؛ کردستان مشروطه، سنندج، پرتو بیان، 1389
نیکیتین، واسیلی؛ کرد و کردستان، ترجمه محمد قاضی، تهران، انتشارات نیلوفر، 1363
مینورسکی، ولادیمیر؛ کرد، تاریخ، زبان و فرهنگ، تهران، سهیل، 1378
برویین سن، مارتین وان؛ جامعه‌شناسی مردم کرد (آغا، شیخ، دولت) تهران، پائیز، 1380
طهماسب پور، محمدرضا؛ ناصرالدین‌شاه عکاس (پیرامون تاریخ عکاسی ایران) تهران نشر تاریخ ایران 1387
ذکاء، یحیی؛ تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران، تهران، نشر علمی فرهنگی،1385
افشار، ایرج؛ گنجینه عکس‌های ایران همراه با تاریخچه ورود عکاسی به ایران، تهران، نشر فرهنگ ایران، 1370
صافی، قاسم؛ کارت‌پستال‌های تاریخی ایران، تهران، 1368
طهماسب پور، محمدرضا؛ از نقره و نور (جستاری در تاریخ عکاسی ایران) تهران، نشر تاریخ ایران، 1389
طاعی، پروین، بررسی نقش زنان در عکاسی دوره قاجار، مجله بیناب، شماره 12، 1387
ستاری، محمد، سلامت، هوشنگ، عکاسی دوره قاجار و بومی‌سازی کاربردهای آن، مجله فرهنگ مردم، شماره 35 1389
آقا بیگی، فرامرز؛ پوشاک زنان کرد ایران در سفرنامه‌های دوره صفوی پایان پهلوی، مجله مطالعات ایران، شماره 223، 139
 عدل، شهریار؛ خورهه، طلیعه کاوش علمی ایرانیان، مجله طاووس، 1385
ابوطالبی، آرزو؛ بررسی گزارش‌های تصویری علی‌خان والی حاکم عکسی عصر ناصری، پایان‌نامه کارشناس ارشد، دانشگاه هنر تهران،1395
روح‌الامینی، زهره؛ عکاسی با پرتره در دوره قاجار، پایان‌نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران، 1380


پی‌نوشت‌ها
1 – استان کردستان ایران در دوره قاجار تحت عنوان ولایت اردلان خوانده می‌شد. واژه اردلان (به فتح الف و دال) از نظر دهخدا به معنی دوستی و پارسایی است (دهخدا 1388:1775) یک فرهنگ لغت کردی-فارسی اردلان را واژه‌ای کردی به معنای «جایی در آسیاب» دانسته است (صفی زاده 1361، ج 1، 162)
2 – نام شهر سنندج در زبان کردی که در اسناد و مکاتبات نیز به همین نام بوده است. seneh
3 – امان‌الله خان اردلان یکی از حاکمان کردستان بوده که بنای اصلی شهر سنندج را در دوره قاجار بنیان گذارده و در توسعه و آبادانی شهر نقش مهمی ایفا کرده است
4 – مستوره اردلان همسر خسرو خان دوم اردلان، شاعر، تاریخ‌نویس، عارف و خوشنویس کُرد (1184 - 1327 ه.ش) وی یکی از زنان برجسته کُرد در دوران قاجار است.
5 - Claudius-james-rich
6 - Binder henry
7 - Isabella BIRD
8 - E.B.Soane
9 - TO MESOPOTAMIA AND KURDISTAN IN DISGUISE,BOSTAN SMALL MAYNARD AND COMPANY
10 - Alexander iyas
11 - images from the end game
12 - chanter ernest
13 - susane meselas
14 - Kurdistan in the shadow of history
15 - jules Richard (1308 – 1231)
16 - Jacques de morgan
17 - francis karlhyan (1818 - 1870)
18 - collodion wet plate
19 – مهدی ایوانف ملقب به روسی خان عکاس دوران مشروطه
20 - antion serruguin
21 – ولادیمیر مینورسکی خاورشناس و کرد شناس روس veladimir minorsky
22 - basil nikitin
23 – فرقه قادریه از جمله طریقت‌های تصوف اهل سنت است. قادریان از پیروان شیخ عبدالقادر گیلانی (تولد 62 ه.ق) ملقب به غوث الاعظم هستند.
24 – فرقه نقشبندیه طریقتی منصوب به خواجه بهاءالدین محمد نقشبند بخارایی (791 – 718 ه.ق) یکی از طریقت‌های تصوف و عرفان است.