نَسیه سومان

 Nasiye Suman


نسیه سومان متولد 23 آوریل 1881 است که در اوسکوپ در امپراطوری اوتومان، که امروز در مقدونیه واقع شده‌است، به دنیا آمد. او با لقب‌هایی همچون مادام نسیه یا نسیه هانیم [1] شناخته می‌شد. سومان در سال 1903 با اسماعیل هاکی [2] ازدواج کرد. او 3 فرزند داشت: نصرت سومان که بعدتر به مجسمه‌سازی گرایش یافت و دو دختر با نام‌های فیکرت [3] و ندرت[4] . در زمان جنگ‌های بالکان در فاصله‌ی زمانی 1912 تا 1913 خانواده‌ی او مجبور شدند به آناتولی مهاجرت کنند. در حین مهاجرت، نسیه سومان چهارمین فرزند خود را در مرز مجارستان از دست داد. با این حال آن‌ها توانستند خود را به استانبول برسانند. در آنجا دوستی که معتمد آن‌ها بود به آن‌ها کمک کرد تا از ناامنی جنگ به ویَن فرار کنند. عکاسی در آن زمان برای سومان پدیده‌ای نو بود و او سعی داشت با مطالعه به کسب مهارت عکاسی دست یابد و به این ترتیب او در اتریش به یادگیری عکاسی پرداخت. در سال 1914 همسر سومان به ترکیه فراخوانده شد. به این ترتیب هاکی، سومان و سه فرزندشان به همراه مادر و مادربزرگ هاکی و سه خدمت‌کار به عمارت سیت‌پاشا [5] در یلدیز [6] که در ناحیه‌ی بشیکتاشِ [7] استانبول واقع شده بود منتقل شدند. نسیه سومان تجهیزات عکاسی خود را به این عمارت آورد و استودیوی کوچکی در قسمت لباسشویی پشت بام عمارت به راه انداخت. او اولین زن مسلمان عکاس در ترکیه بود. مشتری‌های سومان بیشتر زنان بودند و عکاسی پرتره و عروسی انجام می‌داد. او بعد از مدتی در قصر سلطان به آموزش عکاسی پرداخت. 
در طول جنگ جهانی اول، همسر سومان به جبهه‌ی جنگ اعزام شده بود و او مسئول انجام امور خانه بود. به دنبال جنگ جهانی اول نیز جنگ استقلال ترکیه اتفاق افتاد و شرایط زندگی بسیار دشوار شد. در سال 1919 زمانی که مجبور بود برای تامین هزینه‌ها جواهرات نقره‌ی خانوادگی‌اش را بفروشد فکر دیگری به سرش زد. او تابلویی جلوی عمارتی که در آن زندگی می‌کرد نصب کرد که روی آن نوشته بود «عکاسی برای زنان ترک – نسیه» و به عنوان اولین زن مسلمانِ عکاس در ترکیه فعالیت حرفه‌ای خود را آغاز کرد. سومان خود در این مورد می‌گوید:
«جنگ جهانی اول شروع شد و همسر من به جبهه رفت. من باید از دخترانم، پسرم، مادرم، سه کودکی که به فرزندی پذیرفته بودیم، مادربزرگم و پنج سرباز که در خانه همراه ما بودند حمایت می‌کردم. در طول سال‌های جنگ مقدار پولی که در دسترسم بود تمام شد و مجبور بودم جواهرات نقره‌ی خانوادگی‌ام را بفروشم. با خود می‌گفتم مگر من انسان نیستم؟ مگر نمی‌توانم کار کنم و درآمد داشته باشم و از کودکانم مراقبت کنم؟ آیا باید با فروختن چیزهایی که متعلق به ما است زندگی را بگذرانم؟ یک روز بعد تصمیم گرفتم استودیوی عکاسی خودم را دایر کنم. قسمت لباسشویی پشت بام، قبلا به استودیوی عکاسی تبدیل شده بود چون همسرم به عکاسی علاقه داشت. آن یک اتاق شیشه‌ای بود که هنگام عکاسی، همسرم پرده‌های آن را جابجا می‌کرد تا نور را هدایت کند.»
در آن زمان زن‌ها حجاب داشتند و به خصوص آن‌هایی که دختران خانواده‌های پاشا به حساب می‌آمدند کار نمی‌کردند. با این حال سومان از همان روز اول، مشتری داشت. سومان می‌گوید: «در همان روز اول 10 زن به استودیوی من آمدند تا از آن‌ها عکاسی کنم. آن‌ها عکس‌هایشان را با نامه‌هایی برای شوهرانشان که در خط مقدم، مشغول جنگ بودند می‌فرستادند.» 
در سال 1921 نسیه سومان عمارت محل زندگی‌اش را ترک کرد. او به یک آپارتمان کوچک نقل مکان نمود و استودیوی خود را به محلی دیگر منتقل کرد. مجله‌ی جهان زنان [8] که در آن دوران مشهورترین مجله‌ی زنان بود در همان سال در مورد کار سومان مطلبی را منتشر کرد. او علاوه بر عکاسی عروسی، در قصر سلطان رشاد [9] دوره‌های آموزش عکاسی را برگزار می‌نمود. بعد از اتمام جنگ، سومان همسر خود را ترک کرد و کار عکاسی خود را تا 1930 ادامه داد. سومان در این سال، زمانی که دخترش فرزندی را به دنیا آورد، محل کار خود را تعطیل و به آنکارا مهاجرت کرد. در سال 1934، زمانی که رژیم حاکم در ترکیه قانون نام خانوادگی را تصویب کرد، القابی همچون «هانیم» که پیش‌تر برای اشخاص استفاده می‌شد منسوخ گردید. به این ترتیب او نام خانوادگی «سومان» را برای خود برگزید. 
سومان در 23 ژوئیه 1973 در آنکارا درگذشت. بسیاری از عکس‌های او گم شده‌اند اما گولدرن بولوک [10]، نویسنده و کلکسیونر، توانسته است تعدادی کارت‌پستال که مهر استودیوی سومان را دارند نگهداری کند. 
 

 

تصویر 1 - نسیه سومان و دخترانش

 
تصویر 2- نسیه سومان و همسر و فرزندانش

 

    

 

 

 

 

    


منبع

http://www.istanbulkadinmuzesi.org/en/naciye-hanim/?tur=Alfabetik
https://en.wikipedia.org/wiki/Naciye_Suman


[1] Naciye Hanim

[2] Ýsmail Hakký

[3] Fikret

[4] Nedret

[5] Sait paşa

[6] Yıldız

[7] Beşiktaş district

[8] Kadınlar Dünyası

[9] Sultan Reşad's palace

[10] Gülderen Bölük