عکاسی در افغانستان[1]

نبی خلیلی

تصویر، زبان گویای جهانی است. هرکسی بی‌واسطه و بی‌ترجمه آن را درک می‌کند. امروزه درک جهانیان از یکدیگر بیشتر یک درک تصویری است. افغانستان اما، یک سرزمین بی‌تصویر است. اگر تصویری هم هست، از زاویه‌ی دید خبرنگارانی است که از شرایط بحرانی این سرزمین گزارش شده است؛ جنگ، خشونت، ویرانی، برقع، سنت‌های کهنه، قتل، اعدام، القاعده، طالبان، و ...

اما این تمام افغانستان نیست. جغرافیای متفاوت و مناظر زیبا، رسوم و فرهنگ‌های متنوع، مکان‌های دیدنی، مردم مهمان‌نواز و مهربان، چهره‌های گرم و خوش‌برخورد، خوشی و شادی‌های بی‌شائبه و غیره و غیره، تصاویر دیده‌نشده‌ای از افغانستان است که کمتر به نمایش گذاشته شده است. علت آن هم نبود توجه به تصویر و فقر تصویرگری است که از گذشته‌ی تاریخی تا کنون بر این کشور سایه افکنده است. چیزی که به تناسب روزگار و سایر تحولات اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی این کشور باید تغییر کند.

همچنان‌که در این مقاله خواهید خواند، توجه به عکاسی و تصویر به دلایل مختلف در افغانستان وجود نداشته و رشد چندانی نیز نکرده است. فقط در پی تحولات بعد از 11سپتامبر 2001 و توجه جهانی به افغانستان بود که همزمان با تحول در دیگر عرصه‌ها، عکاسی نیز فرصت رشد و بالندگی یافت و اکنون ما می‌توانیم بگوییم که عکاسی افغانستان می‌تواند حرفی برای گفتن در سطح جهانی داشته باشد.

مشکل اساسی دیگری که افغانستان، همچنان به آن دچار است، فقر فرهنگی و در میان آن نبود مستندات و تحقیقات لازم در زمینه‌های مختلف است. در هنر عکاسی نیز چنین است. در طول تاریخ عکاسی افغانستان، کتابی را نیافتیم که هرچند مختصر بتواند از عکاسی افغانستان بگوید.

اولین‌های عکس و تصویر در افغانستان
پیش از آن‌که به تاریخچه‌ی عکاسی در افغانستان بپردازیم، مناسب‌تر خواهد بود ابتدا تاریخچه‌ی تصویر را به معنای عام آن در این سرزمین مرور نماییم که شامل آثار به‌جای‌مانده از هنرهای تصویرگری مانند نقاشی، مجسمه‌سازی، مینیاتور و... است.

مجسمه‌های مقدس
ساخت مجسمه‌های سربه‌فلک‌کشیده بوداهای بامیان از قرن دوم میلادی و در زمان امپراطوری کنیشکای کبیر (پادشاه مقتدر سلسله کوشانیان (60 تا 375 میلادی)[2]) آغاز شد. مجسمه‌ای که به صلصال معروف شده است 53 متر و شهمامه 35 متر ارتفاع دارد. علاوه‌بر این دو مجسمه‌های بزرگ، هزاران مجسمه‌ی دیگر از بودا در طول دوران بودائیان در این سرزمین، هم در بامیان و هم در مناطق دیگر، از جمله لوگر، بگرام و... ساخته شد که آثار آن تاکنون باقی مانده است.

 

مجسمه‌ی بودا معروف به صلصال (53 متری)

مجسمه بودا معروف به شهمامه (35 متری)

 

اولین نقاشی‌های رنگ و روغن جهان
اغلب مجسمه‌های بودا در داخل سنگ حجاری شده اند. جدای از خود مجسمه که توسط زیورات تزئین می‌شد، نقاشی‌های زیبایی توسط هنرمندان در دیواره‌های این مجسمه‌ها کشیده می‌شد که براساس مستندات تاریخی اولین نقاشی‌های رنگ و روغن جهان محسوب می‌شود.[3]

 

نقاشی‌های مغاره‌های بامیان، عکاس: علی ماندگار[4]

 

اولین عکاسان
جان برک  عکاس ایرلندی احتمالاً اولین کسی است که با سفر به افغانستان در زمان جنگ دوم این کشور با نیروهای انگلیسی در سال 1878تا1880 توانسته است از این کشور عکس تهیه کند. او از مهندسین استخدام شده‌ی قوای سلطنتی انگلیس بود که همراه با ویلیام بیکر،  عکاس انگلیسی به هند رفت و کار عکاسی را با دستیاری وی آغاز کرد.

اندکی بعد و با آغاز جنگ دوم انگلیس و افغانستان از قوای انگلیسی خواست تا او را به عنوان عکاس ارتش همراه خود ببرند؛ درخواستی که از سوی ارتش رد شد. بااین‌حال برک تصمیم گرفت با هزینه‌ی شخصی به افغانستان برود و از زندگی، مناظر و البته قوای بریتانیا در افغانستان عکاسی کند. از عکس‌های برجای‌مانده این طور برمی‌آید که عکاس ایرلندی بیشتر از زندگی روزمره‌ی مردم و وضعیت اجتماعی افغانستان به مناظر طبیعی و محل اردوی ارتش انگلیس علاقمند بوده است. با این وجود اندک عکس‌های او از شهر و مردم این کشور از جذابیت و ارزش تاریخی ویژه‌ای برخوردار است. مجموعه عکس‌های برک با عنوان «جنگ افغانستان» در موزه‌ی کتابخانه بریتانیا قابل دسترسی است.

اولین عکس موجود در تاریخ عکاسی افغانستان هم متعلق به جان برک است که از امیر شیرعلی‌خان، پادشاه افغانستان گرفته شده است. این عکس، امیر را نشان می‌دهد که روی چوکی (تخت) نشسته و شمشیر در دست دارد. زمانی که امیر در دربار امباله با برتانیایی‌ها مذاکره می‌کرد، جان برک، این عکس را گرفته است.

پس از این، خارجی‌های زیادی به عکس گرفتن از افغان‌ها ادامه دادند. ولی خود افغانها به عکس گرفتن، یا آن‌گونه که روستائیان افغان آن را می‌خوانند «عکس کندن»، سال‌ها بعد و در اوایل قرن بیستم شروع کردند. البته «عکس کندن»  نیز امتیازی بود که فقط درباریان از آن بهره می‌بردند و از دربار شروع شد.[5]

 

بنیان‌گذار عکاسی افغانی و اولین عکاس افغانستانی
شاه عکاس
نخستین عکاس افغانستانی امیرحبیب‌الله‌خان، پادشاه افغانستان (۱۹۰۱-۱۹۱۹) است. حبیب‌الله مرد خوشگذرانی بود و علاقه‌ی زیادی به مظاهر دنیای جدید داشت. او اولین بار موتر (ماشین) را به افغانستان آورد که «رولز رویس»  سیاهی بود و حکومت بریتانیا به او هدیه داده بود. او دیگر چیزهای نو مانند سینما و تلفون و عکاسی را نیز به کابل آورد.

فیض محمد کاتب، مورخ و واقعه‌نگار دربار حبیب‌الله‌خان، در جلد چهار «سراج التواریخ»  می‌گوید در اوایل سال ۱۹۰۹ میلادی امیر حبیب‌الله‌خان که به قول او به «لهو و لعب و سیر و شکار و ترک کار»  مصروف بود، از هندوستان «هزاران روپیه»  را وسایل عکاسی خریداری کرده و قسمتی از ضلع شمالی ارگ شاهی را به استدیوی عکاسی تبدیل کرد.

امیر گروهی از درباریان را با فنون عکاسی آشنا کرد تا کار شستن و روتوش عکس‌ها را انجام بدهند. این شاگردان بیشتر از اعضای دربار بودند: میر حسام‌الدین رسام، از سادات غزنی، نقاش معروف دربار که نقاشی دیواری می‌کشید، همراه با دو برادرش میر عبدالرئوف و سیدجواد و نیز دو غلام‌بچه‌ی دربار به نام‌های امان‌بیگ شغنانی و محمدایوب‌خان ایلخانی هزاره از اولین کسانی بودند که با فنون عکاسی آشنا شدند.

امیر حبیب‌الله و شاگردانش ابتدا عکس شهزاده‌گان، سرداران، و اعیان را می‌گرفتند و آنها را به صاحبان عکس فروخته و درآمد آن‌را صرف یتیم‌خانه‌ای می‌کرد که در سال ۱۹۱۱ تاسیس کرده بود. به نوشته‌ی فیض‌محمد کاتب، امیر حبیب‌الله از این طریق، هفتاد‌هزار روپیه برای یتیم‌خانه جمع کرد. البته امیرحبیب‌الله‌خان یگانه شاه عکاس نبود، در ایران نیز ناصر‌الدین‌شاه قاجار که عکاسی را در کشورش گسترش داد، خود عکاس بود.

 

امیر حبیب اله خان 

عکس امان‌الله‌خان که توسط پدرش امیر حبیب‌الله‌خان گرفته شده 

فیض محمد کاتب هزاره (پدر تاریخ نگاری افغانستان) 

 
 

اولین موتر در افغانستان


اولین عکس‌ها در روزنامه‌های افغانستان
محمود طرزی در سال 1911 میلادی روزنامه‌ای را به نام «سراج‌الا خبار» بنیان‌گذاری کرد. برهمین اساس او پدر ژورنالیزم افغانستان شناخته می‌شود.

 

محمود طرزی پدر ژور نالیزم افغانستان

 

این روزنامه در اوایل به روش «لیتوگرافی» چاپ می‌شد که امکان چاپ عکس را نداشت. اما در سال دوم نشراتی روزنامه از ماشین چاپ جدیدی استفاده کرد که به روش «تیپوگرافی» بود و امکان چاپ عکس را نیز داشت.

امیر حبیب‌الله‌خان اکثر عکس‌هایی را که خود می‌گرفت در این جریده‌ی دولتی چاپ می‌کرد.

روزنامه‌ی سراج‌الاخبار

 

اولین مسابقه‌ی عکاسی
گفته می‌شود همزمان با استدیوی عکاسی که در قصر سلطنتی در کابل ایجاد شده بود، یک عکاس هندی نیز در شهر کابل، عکاسخانه‌ای باز کرده بود و از مردم عادی عکس می‌گرفت. اگرچه این موضوع را کاتب در «سراج‌التواریخ» ذکر نکرده است. ولی می‌توان حدس زد که پس از چند سال احتمالاً افراد بیشتری غیر از خود امیر، صاحب دوربین شده بودند. چون در سال دوم روزنامه «سراج‌الاخبار» در سال (۱۹۱۲ ) یک مسابقه‌ی عکاسی برگزار شده بود.

عکس‌های کاندید شده در مسابقه ا کثراً از درباریان آن وقت بود. نتیجه‌ی مسابقه در شماره‌ی دوم با چاپ دو عکس برنده اعلام شد. اولی عکسی است از باغ استالف در شمال کابل که توسط معین‌السلطنه سردار عنایت‌الله‌خان گرفته شده بود و دیگری عکسی از باغ سردار غلام حیدرخان در جلال آباد که توسط محمد شریف‌خان «غلام‌بچه‌ی خاص حضور اعلاحضرت همایونی» گرفته شده بود. در این مسابقه هر دو عکس «درجه‌ی اول»  اعلام شده‌اند.
عکس دومی از باغ سردار غلام‌حیدرخان از جلال‌آباد ولایت ننگر‌هار همیشه بهار بود که توسط محمد‌شریف‌خان، غلام‌بچه‌ی خاص امیر حبیب‌الله‌خان گرفته شده بود. در مسابقه هر دو عکس برنده‌ی «مقام اول» اعلام شد. هر دو باغ از تفریح‌گاه‌های مردم در کابل و جلال‌آباد بودند که به نمای زیبا و درختان کهنسال معروف هستند.


اولین عکس‌ها از زنان
امیر حبیب‌الله‌خان زنان زیادی داشت و دوست نداشت که از زنانش عکاسان دیگری عکس بگیرند و همیشه خودش کمره به دست می‌گرفت و از زنانش عکاسی می‌کرد.

 

عکسی که منجر به کشف یک شهر باستانی شد
از دیگر شاهان افغان که به عکاسی علاقه‌ی زیادی داشته است، ظاهرشاه است که نه تنها در عکاسی بلکه ذوق خوبی در دیگر هنرها نیز داشت. عکسی که او از یک مجسمه‌ی شکسته در یکی از سفرهایش در شمال افغانستان گرفت، باعث شد هیات باستان‌شناسی فرانسه در افغانستان شهر یونانی ـ باختری «آی خانم»  را کشف کنند که سال‌ها در پی آن به کاوشگری مشغول بودند.

 

مجسمه‌ای که توسط ظاهرشاه عکاسی شد و باعث کشف شهر گمشده‌ای آی خانم گردید.

ظاهرشاه، در سفری که به ولایت تخار در شمال افغانستان داشت، عکسی از یک مجسه گرفت که بعدها معلوم شد این تصویر مربوط به مجسمه‌ای از شهر گمشده‌ی خانم است. باستان‌شناسان فرانسوی در سال 1964میلادی پس از دیدن این عکس کاوش‌های علمی‌ خود را در منطقه آغاز کردند که در نتیجه‌ی آن یکی از شهرهای بزرگ جهان باستان کشف شد. شهر آی‌خانم جهت حفاظت راه‌های شمال شرقی و راه‌های آبی که به باکتریا (بلخ) وصل می‌شد، ساخته شده بود.

 


آی‌خانم  (ماه بانو)

 این شهر تاریخی در ولسوالی دشت قلعه ولایت تخار در بیش از صد متری شمال مجرای رودخانه‌ی کوکچه و دو کیلومتری جنوب شرق رودخانه‌ی پنج (دریای آمو) قرار دارد.

 

نخستین عکس از یک قتل سیاسی
از صحنه‌ای که نادرشاه به دست عبدالخالق به قتل می‌رسد، عکسی گرفته شده است که اولین عکس از یک قتل سیاسی در جهان محسوب می‌شود. این عکس بدون شک توسط یک عکاس افغانستانی گرفته شده است. عکاس آن را به انگلستان فرستاده و روزنامه‌های انگلیسی آن عکس را با هیاهوی زیاد به چاپ رساندند.

اولین عکس از یک قتل سیاسی (لحظه‌ی ترور نادرشاه، پادشاه افغانستان که توسط یک عکاس افغانستانی گرفته شده است)

روزنامه‌ی «اخبار مصور لندن»  نوشته است که هنوز هیچ عکسی از لحظه‌ی قتل یک رهبر سیاسی گرفته نشده است و این عکس در نوع خود «منحصر‌به‌فرد»  است. فقط از زمانی که در مادرید به کالسکه‌ی شاه و ملکه‌ی اسپانیا یک بمب دستی انداخته شد، عکسی وجود دارد که در سال ۱۹۰۶ در روزنامه‌ها به صورت وسیع منتشر شد.


اولین نمایشگاه عکاسی
نصر‌الله پیک در سال‌های جنگ داخلی در کابل (۱۹۹۲-۱۹۹۵) یک نمایشگاه عکس از زندگی مردم کابل در گرماگرم جنگ راه اندازی کرد.[1]

 

کمره فوری
در زمان سلطنت طولانی ظاهرشاه، غیر از خود شاه دو عکاس دیگر نیز در افغانستان بودند که هر دو بیشتر برای حکومت کار می‌کردند. یکی صاحب‌داد، عکاس رسمی ‌امان‌الله‌خان بود که از طرف وی به لندن فرستاده شده بود تا فن عکاسی را بیاموزد و دیگری مامور محمدشاه.

اما آن‌چه که در دوره‌ی ظاهر شاه اهمیت دارد ظهور دوربین‌های صندوقی چوبی است که در افغانستان به «کمره فوری» شهرت دارد که باعث گسترش بی‌سابقه‌ی عکاسی در افغانستان شد.

این دوربین‌ها بسیار ارزان و ساده بودند که روی سه‌پایه قرار می‌گرفتند. لنز آن در یک صندوق چوبی قرار داشت و می‌توانست بر روی کاغذ، عکس‌های سیاه‌وسفید را در چند دقیقه چاپ کند.

احتمال این وجود دارد که این دوربین‌ها از هند به افغانستان آمده باشند، ولی برخی نیز گفته‌اند که برای اولین بار یک تاجر یهودی یکی از این دوربین‌ها را از خارج به افغانستان آورد و شخصی بنام «افندی» که عکاس مشهور و از شاگردان مأمور محمدشاه بود، به تقلید از آن، تعداد زیادی از این نوع دوربین ساخت.

کمره فوری که هنوز تعدادی از آن در کابل و ولایت‌های افغانستان یافت می‌شود، در واقع یک کمره‌ی خیابانی است که عکاسان در کنار خیابان گذاشته و از مردم عکس می‌گیرند. این کمره‌ها، جادوی عکاسی را از قصرها و دربارهای سلطنتی به درون مردم آوردند.

فراگیری این نوع کمره در اواسط دهه‌ی ۱۹۵۰ اتفاق افتاد، زمانی‌که دولت تصمیم گرفت تا شناسنامه (تذکره) را با عکس صادر کند. پیش از آن تذکره‌ها بدون عکس و فقط با نشان انگشت صادر می‌شد.

به این منظور دولت، آقای افندی را که تا آن زمان بیشتر در عکاسخانه سعادت، در جاده میوند مشغول بود، استخدام کرد تا گروهی را جهت کار با کمره فوری آموزش دهد و آنان با مأمورین توزیع شناسنامه به ولایت‌ها سفر کنند.

در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ پروژه‌های توسعه‌ای دولت به کمک شوروی و ایالات متحده گسترش یافت و افغانستان با ساخت شاهراه‌ها، فرودگاه‌ها و قرار گرفتن در مسیر سفر‌های اروپایی دروازه‌هایش به سوی دنیای نو باز شد.

کمره فوری همچنان تا اواخر حکومت طالبان وسیله‌ی مسلط عکاسی عمومی ‌به شمار می‌رفت که در خیابان‌های شهر می‌شد همیشه تعدادی از آنها را یافت.
 


جادوی چشم
ظهور این تکنالوژی نوین، به‌خصوص در قریه‌ها و ولایات افغانستان یک اتفاق بسیار عجیب بود. به عنوان مثال، در قندهار یک سید (احتمالاً از شاگردان افندی) اولین کسی بود که در این شهر با کمره فوری‌اش عکاسی را رواج داد.

مردم قندهار شایعاتی را درباره‌ی این عکاس و دستگاه جادویی‌اش پخش کردند. از جمله این‌که، سید سحر و جادو بلد است، از او باید در حذر بود چون او می‌تواند با چشم‌هایش عکس آدم را بگیرد. سال‌ها وقت گرفت تا قندهاری‌ها به عکس گرفتن عادت کردند.

 

امیر امان‌الله‌خان

 

 

نقاشی شاه امان‌الله‌خان

پس از قتل امیر حبیب‌الله‌خان پسرش امیر امان‌الله‌خان در سال 1919 میلادی به پادشاهی رسید. در زمان حکومت امان‌الله‌خان هنر عکاسی در افغانستان جای بیشتری باز کرد. او هم مانند پدرش در توسعه و پیشرفت عکاسی در افغانستان توجه زیاد داشت. عکس و عکاسی برای  شاه امان‌الله‌خان خیلی با ارزش بود و برای این هنر مستند وتاریخ‌ساز ارزش خاص قایل بود و به دیده‌ی قدر می‌نگریست.

شاه امان‌الله‌خان خودش عکاسی نمی‌کرد. او در سفر اروپائی‌اش در سال 1927 میلادی، چندین پایه کمره و وسائل عکاسی را از شهر درسدن آلمان با خود به افغانستان آورد تا باعث تشویق و انکشاف هرچه بیشتر این هنر با ارزش شود.

 

امیرحبیب‌الله‌خان کلکانی

 

امیرحبیب‌الله‌خان کلکانی با جمع همسنگرانش

در دوره‌ی حکومت حبیب‌الله کلکانی (1929م)، کشمکش‌های سیاسی و نظامی ‌زیاد بود اما عکاسان به حالت عادی فعالیت داشتند و عکس‌های مستند و یادگاری می‌گرفتند.

 

سردار محمد نادرشاه

 

سردار محمد نادرشاه

نادرخان (1929-1933م) از آن جهت در تاریخ عکاسی مشهور است که صحنه‌ی قتلش توسط عبدالخالق، متعلم مکتب نجات، در ارگ شاهی باعث شد اولین عکس از یک قتل سیاسی در جهان آفریده شود.

 

محمد ظاهرشاه
 

محمد ظاهرشاه


محمد ظاهرشاه (1933-1973) بعد از ترور پدرش محمد نادرشاه  به حکومت رسید و مدت چهل سال پادشاهی نمود.

ظاهرشاه علاقمندی خاص به عکاسی، نقاشی، موسیقی و سایر هنرها داشت. خودش عکس می‌گرفت از عکس‌های آثار باستانی و تاریخی گرفته تا طبیعت و یادگاری و نیز ابسترک.

دوره‌ی ظاهرشاه، دوره‌ی امنیت و آرامش در افغانستان بود. به همین جهت رفت‌وآمد جهانگردان، عکاسان و فلمبرداران خارجی در این دوره زیاد بود. با آمدن جهانگردان و عکاسان، کمره‌های عکاسی  آنالوگ که در آن از فلم (نگاتیف) استفاده می‌شد، در عکاسخانه‌های شهر کابل زیاد شد. عکاسخانه‌های شهر کابل برعلاوه‌ی عکس‌های رسمی‌ که برای اسناد استفاده می‌شد، عکس‌های هنری و یادگاری هم می‌گرفتند.

 

رشد استفاده از عکس در نشریات افغانستان
در زمان حکومت ظاهرشاه تعدادی روزنامه، هفته‌نامه، ماه‌نامه و فصل‌نامه به چاپ می‌رسید که در آن از عکس استفاده می‌شد، اما نام عکاسانی که در این نشریات عکاسی می‌کردند، ذکر نشده است.

 

مجله‌ی پشتون زغ در سال 1350

نمونه‌ای دیگر از استفاده از عکس در صفحات داخلی یک مجله،
شرح عکس موجود است اما نامی ‌از عکاس نیست.

 

 

استفاده از عکس در یک صفحه‌ی میانی مجله

نمونه‌ای دیگر از استفاده از عکس در صفحات داخلی یک مجله،
شرح عکس موجود است اما نامی ‌از عکاس نیست.

 

 

مجله ژوندون در سال 1350

نمونه‌ی دیگر از استفاده از عکس در یک صفحه‌ی میانی مجله

 

سردار محمد داود خان
داودخان (1973-1978) هنر، فرهنگ، عکاسی و ورزش را دوست داشت. او در سال 1356 هجری شمسی دستگاه تلویزیون و وسائل آن‌را از کشور جاپان وارد افغانستان کرد.

 

سردار محمد داودخان

در دوره حکومت او، تعدادی از جوانان به منظور فراگیری فلمبرداری، عکاسی، گویندگی، دیکوریشن، گریم، مکیاژ و تخنیک تلویزیون به کشور‌های جاپان، ایران و بلغاریا فرستاده شدند.

 

اولین استاد فوتوژورنالیسم

 

عبدالحمید فیاض استاد فوتوژورنالیسم پوهنتون کابل

آنچه از منابع موجود به نظر می‌رسد عبدالحمید فیاض اولین استاد فوتوژورنالیسم به معنای آکادمیک آن است که در دانشگاه کابل تدریس می‌کرد. او همچنین نویسنده‌ی کتابی در همین زمینه است با عنوان: «اساسات فوتوژورنالیسم».[1]

 

عکاسخانه‌های کابل
عکاسخانه‌های کابل در این دوره، به دنبال ایجاد تنوع در کارهای عکاسی و استفاده از ظرافت‌های هنری برای ایجاد جذابیت بیشتر در بازار کارشان بودند. مثلاً با تأثیر از فیلم های کاوبائی[2] که در آن دوره بیننده زیاد داشت، جوانان لباس‌های کاوبائی که شامل کلاه شپو، جمپر جیر شملک‌دار و یا جمپر چرمی، موزه‌ی چرمی، عینک و قمه‌ی دو لبه (که در عکاسخانه موجود بود) می‌پوشیدند و عکس می‌گرفتند. و یا دو نفر باهم دو جوره لباس را می‌پوشیدند و در داخل استدیو مقابل هم ایستاده می‌شدند و در حالت تعرض و دفاع، یک صحنه‌ی هیجانی را ثبت می‌کردند.

نشریات و عکس در دوره داودخان

 

مجله ژوندون در سال 1353

مجله پشتون زغ سال 1355

 

 در این دوره کمره‌های عکاسی بیش‌ازپیش در دسترس علاقمندان عکاسی بود. عکس و عکاسی خوب جا افتاده بود و عکاسخانه‌ها در کابل زیاد شده بودند.

 

عکاسی در زمان رژیم‌های کمونیستی
در دوران حکومت 16 ماهه‌ی  نورمحمد تره‌کی (1978-1979) عکاسی خبری، مستند، هنری و یادگاری در تاریخ عکاسی افغانستان، جای زیادتری باز کرد.

عکاسان و فلمبرداران از راهپیمائی و شعار‌های انقلابی لحظات و  صحنه‌ها را ثبت می‌کردند که عکس‌هایشان در روزنامه‌ها، هفته‌نامه‌ها و ماه‌نامه‌ها چاپ می‌شد و فلم‌هایشان از طریق تلویزیون ملی در کابل و ولایات به نشر می‌رسید.

 

راهپیمائی محصلین کابل در سال 1357

 از سوی دیگر در آن زمان بورسیه‌های تحصیلی شوروی زیاد بود. افراد هم می‌توانستند برای دوره‌های کوتاه‌مدت یا بلندمدت به تفریح بروند، که اغلب بعد از بازگشت در جمع سوغاتی‌هایشان کمره عکاسی حتمی بود. از 3 و 4 کمپنی روسی که کمره تولید می‌کردند، کمپنی زینت سرسبد همه‌ی کمره‌های روسی آن زمان بود که از آماتورها گرفته تا عکاسان خبری و مستند از آن استفاده می‌کردند. تعداد نشریه‌ها زیاد شده بود و استفاده از عکس هم به صورت وسیع انجام می‌شد. اگرچه در این دروه هم، همچنان عکس‌ها بدون ذکر نام عکاس چاپ می‌شدند.[1]

مجله ژوندون در سال 1357

نورمحمد تره‌کی و حفیظ‌الله امین بعد از ادای نماز عید سعید اضحی در مسجد جامع خانه‌ی خلق

حفیظ‌الله امین

 

عکاسی استدیو و عکس فوری
در استدیو عکس سیاه‌وسفید می‌گرفتند که بعد از 24 ساعت به مشتری داده می‌شد. همچنین عکس فوری سیاه‌وسفید توسط کمره‌های صندوقچه‌ای که در پیاده‌روهای پر ازدحام شهر کابل و ولایات افغانستان عکس می‌گرفتند در عرض 15 تا  20 دقیقه عکس را به مشتری تحویل می‌دادند.

عکس استدیو که روتوش شده است

کمره فوری صندوقچه‌ای

عکاسان خبری و مستند دولتی معمولاً از جلسات و افتتاحیه‌ها برای  نشریات چاپی عکاسی می‌کردند، اما عکاسان آزاد خبری و مستند فعالیت چشمگیری نداشتند.

ببرک کارمل

در زمان حکومت ببرک کارمل (1980-1986) بورسیه‌های تحصیلی و دوره‌های آموزشی کوتاه‌مدت و درازمدت زیاد شد. همچنین سفر‌های کوتاه‌مدت تفریحی برای اعضای حزب و بعضی کارمندان دولتی راه‌اندازی می‌شد. این رفت‌و‌آمد‌ها و آوردن کمره‌های زیاد برای فروش، بازار کمره‌فروشی‌ را در کابل و ولایات پررنگ‌تر از گذشته‌ها ساخت، که اکثر خانواده‌های علاقمند به عکس و عکاسی می‌توانستند با پول کم صاحب کمره‌ی عکاسی شوند.

در دوره‌ی حکومت ببرک کارمل، انواع هنرها رشد خوبی داشت. مخصوصاً نمایشگاه‌های زیاد نقاشی، خطاطی، گرافیک و مینیاتور در شهر کابل و ولایات دایر می‌شد.

داکتر نجیب‌الله

ده مزنگ کابل، آثاری از جنگ‌های داخل افغانستان، عکاس: نجیب‌‌الله مسافر

نمونه‌ی آثار عکاسی استاد فیاض استاد فوتوژورنالیسم دانشگاه کابل در سال 1367 هجری شمسی

نمونه‌ عکس‌های مستند عکاسان افغان در سال 1367 هجری شمسی

نمونه‌ی آثار عکاسی عکاسان افغان در سال 1367 هجری شمسی

عکاسان مجله‌ی افغانستان امروز در سال 1367 هجری شمسی، هر یک مصطفی ( وزیری  ) و انور ( صفدری ) بودند

 

درج نام عکاس
در این دوره، یکی از تحولات مهم در عکاسی افغانستان، درج نام عکاس در مجلات و نشریات است.

نگاتیف رنگی
برای اولین بار و به مقدار وسیع، رول‌های نگاتیف رنگی از طریق دانشجویانی که در روسیه درس می‌خواندند وارد افغانستان شد. البته پیش از این و در زمان حکومت ظاهرشاه، سردار محمد داود، نور محمد تره‌کی، حفیظ‌الله امین و ببرک کارمل هم نگاتیف رنگی وجود داشت، اما به دلیل قیمت بالای آن، تنها دولت‌مداران، تاجران و افراد پولدار می‌توانستند از این رول‌فلم‌ها استفاده کنند. بعضی از نشریات و مجله‌های پولدار هم از این نوع نگاتیف‌ها استفاده می‌کردند. این نوع نگاتیف‌ها در بازار کابل نبود و اشخاص متمول در سفرهای خارجی خود آن را با خود می‌آورند.[1]

در دوران حکومت داکتر نجیب‌الله یک مجله‌ی رنگی به ‌نام «افغانستان امروز» به ‌چاپ می‌رسید که هر دو صفحات پشتی و بعضی از صفحات داخلی‌اش رنگی بود. این مجله اولین مجله‌ی رنگی بود که با مطالب و تصاویر رنگی با کیفیت خوب به چاپ می‌رسید و علاقمندان زیادی داشت.

در این دوره، شست فیلم و چاپ عکس رنگی فقط در عکاسخانه‌های شهر کابل انجام می‌شد اما در دیگر ولایات این امکانات تخنیکی وجود نداشت. چاپ عکس‌های رنگی هم چندان حرفه‌ای نبود. کار چاپ عکس با ماشین‌های دستی انلارجر انجام می‌شد که معمولاً کار سخت و نیازمند مهارت بالا بود و معمولاً ضایعات قابل‌توجهی داشت.

 

 پروفیسور حضرت صبغت‌الله مجددی

 

 پروفیسور حضرت صبغت‌الله مجددی رهبر جبهه ملی نجات افغانستان و حامد کرزی


صبغت الله مجددی، بعد از پیروزی مجاهدین در سال 1371 اولین رئیس جمهور دولت اسلامی ‌افغانستان بود. که مدت آن دو ماه تعیین شده بود.

 

از راست به چپ - مار شال محمد قسیم فهیم - حامد کرزی - پروفیسور حضرت صبغت‌الله مجددی -

عبدالرب رسول سیاف - پیر سید احمد گیلانی - کشاف -  صلاح الدین ربانی - هدایت امین ارسلا و شهرانی


 


منابع:
نجیب الله، مسافر، یادداشت‌های چاپ نشده با عنوان «تاریخچه‌ی عکاسی افغانستان»
 ایسنا، خبرگزاری دانشجویان ایران، چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۳
تارنمای بی‌بی‌سی، علی کریمی،  20 آوریل 2012 - 01 اردیبهشت 1391
بی‌بی‌سی؛ 07 فوریه 2014 - 18 بهمن 1392

Bateman, Thomas, Snell, Scott A, Management: Competing in new era, McGraw-Hill Companies, Fifth Edition, New York, 2002.
http://www.bbc.co.uk/persian/topics/pictures
https://www.tribunezamaneh.com/archives/50950
www.Afghan Box Camera Project.htm
www.isna.ir.
http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan
http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2012/04/120419_l09_photography_history_in_afghanistan.shtml

 

 

 

 


[1] . نجیب الله مسافر، تجربیات و مشاهدات شخصی

 

 


[1]. مقاله نشر ناشده «تاریخچه‌ی عکاسی افغانستان»، نجیب‌الله مسافر

 

 


[1] . http://catalog.acku.edu.af/cgi-bin/koha/opac-detail.pl?biblionumber=4433

یک نسخه از کتاب مذکور که احتمالاً نسخه‌ی اصل قبل از چاپ می باشد، در مرکز معلومات افغانستان در دانشگاه کابل (ACKU) موجود است.

[2] . Cowboy

 

 

 


[1] . در ویراستاری این مقاله تلاش شده است تا حد امکان لحن و ساختار نوشتار، آهنگ و رنگ فارسی افغانی امروزین را حفظ کند.

[2] . http://fa.wikipedia.org/wiki/کوشانی

[3] . قبلا تصور بر این بود که اولین نقاشی‌های رنگ و روغن مربوط به هنرمندان اروپایی مربوط به قرن 15 میلادی است. اما کشفیات جدید نشان داد که قدمت نقاشی رنگ و روغن به حدود 15 قرن پیش و آثار به‌جای‌مانده در بامیان باز می‌گردد (نویسنده).

[4] . تارنمای بی‌بی‌سی فارسی: ۱۱ مه ۲۰۱۰ - ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹

[5].  تارنمای بی‌بی‌سی 20 آوریل 2012 - 01 اردیبهشت 1391 علی کریمی