احمد ماطر، دریچه‌ای به هنر معاصر عربستان

میلاد عسکری
 

 

مجموعه صحرای فاران، (2013)


احمد ماطر  متولد سال 1979میلادی (1358خورشیدی) در شهر تبوک، از مناطق شمال غربی عربستان سعودی، همجوار مرز اردن است. او در حوزه‌های عکاسی، خوش‌نویسی، نقاشی، اینستالیشن، پرفورمنس و ویدئو مشغول به تولید اثر است و در کنار آن به شغل پزشکی نیز می‌پردازد. به دلیل نمایشگاه‌های متعدد در عرصه‌ی بین‌المللی و مقالاتش در مورد هنر معاصر عربستان، ماطر یکی از شناخته‌شده‌ترین هنرمندان معاصر این کشور محسوب می‌شود. او در سال 2003 مؤسسه مستقل هنر و فرهنگ «عصر عربی» را در لندن بنیان‌گذاری کرده که بر فرهنگ و هنر معاصر عربستان متمرکز است. ماطر همچنین با تأسیس استودیو فاران  به عنوان یک نهاد فرهنگی در شهر جدّه و گروه هنری شتا ، عزم راسخ خود در اثر‌گذاری بر هنر و فرهنگ معاصر عربستان را نشان داده است.


 
مجموعه‌ی زمین‌ خالی، (2012)


 
مجموعه‌ی زمین‌ خالی، (2012)


بخشی از آثار احمد ماطر بر بازنمایی بی‌طرفانه‌ی‌ سرزمین‌های ناآشنا متمرکز شده است. مناطقی که به دلیل تناقض  زیرساخت‌های سنتی خود با  زندگی معاصر، عموماً درگیر تنش‌ شده‌اند. ماطر در سال 2011  مجموعه‌ی «زمین خالی»  را در تلاش برای ثبت ترومای ناشی از توسعه‌ی سریع با تأکید بر چشم‌اندازهای هوایی از شهرهای متروکه بیابانی تولید کرد. می‌توان گفت این مجموعه تقلای‌ای برای بازیابی مناظر گمشده و مکان‌‌نگاری‌ بیابان‌های  وسیع و خالی از سکنه در برابر شهر شلوغ و پر ازدحام است.
 در مجموعه‌ی «صحرای فاران»  ( سال‌های 13-2011) ماطر به شکل دیگری از فقدان توجه کرده است؛ بازنمایی شهر مکه به عنوان یک مکان تاریخی که به سرعت در حال تجربه‌ی ساخت‌وساز‌های انبوه بوده و پیشروی مدرنیسم، گذشته‌اش را به تصرف درآورده است.


 
مجموعه‌ی صحرای فاران، (2013)

 
مجموعه‌ی صحرای فاران، (2013)


ماطر نه تنها یک هنرمند برجسته‌ی عرب، بلکه چهره‌ای پیشگام در تبادل فرهنگی است. به عنوان نمونه، او با نمایش آثار خود در آمریکا، ساکنین این قاره  را به رهایی از کلیشه‌های ذهنی پیرامون غرب آسیا دعوت می‌کند. مواجهه با مجموعه‌ی «شهرهای نمادین»  نیازمند احترام عمیق‌ و تعاملی ظریف‌ است و به واسطه‌ی آثار چند وجهی، مخاطبان را ترغیب می‌کند که از نگاه تفرقه‌انگیز «آنها»، به درک بهتر و غنی‌تری از «ما» نزدیک‌ شوند. 


 
مجموعه‌ی صحرای فاران، (2013)


علاوه بر نمایش گسترده‌ی آثار ماطر در نهاد‌های معتبر هنری مانند بینال ونیز، اهمیت او در هنر معاصر عربستان را می‌توان در نوع نگرش او به  فرهنگ جغرافیای خود دانست. ماطر که مشخصاً دغدغه‌ی وضعیت کشوری در کشاکش قوانین و فرهنگ مسلط کهن، و نمودار شدن سریع مظاهر سرمایه‌داری را دارد، تلفیقی از نقادی اجتماعی در عین احترام به ارزش‌های دینی و کندوکاو در آن‌ها را پیگیری می‌کند. مجموعه‌ی فیلم و عکس‌های او با عنوان «صحرای فاران» حول محور ساخت‌وساز‌ برج‌ها و هتل‌های عظیم خاندان سعود در اطراف کعبه و تغییر چهره‌ی این مکان تحت سیاست‌های سرمایه‌دارانه شکل گرفته است. ماطر در این مورد می‌گوید: «بسیاری معتقدند که تنها نماد باید کعبه باشد و برج‌ها و هتل‌های اطراف آن، امکان تمرکز و آرامش در این مکان را مختل کرده‌ است. کلیک کلیک خیل آیفون‌ها در جوار برج ساعت، از تبدیل مکه به یک شهر سرمایه‌دارانه‌ی تمام‌عیار خبر می‌دهد.»


 
مجموعه‌ی صحرای فاران، (2013)

 

مشهورترین اثر ماطر، مغناطیسم ، برپایه واقعیات فیزیکی ایجاد شده است. اثر مغناطیسی یک آهن‌ربای مکعب شکل، براده‌های ریز آهن را به گونه‌ای به دور خود جمع می‌کند که دقیقاً طواف حجاج به دور کعبه را بازنمایی می‌کند. ماطر در این اثر که در قالب عکس و نیز خود چیدمان آهن‌ربا و براده‌ها ارائه شده، میان واقعیات فیزیک در دنیای عینی و مهم‌ترین نماد دین اسلام، یعنی خانه‌ی کعبه و مناسک حج، نوعی این‌همانی بصری ایجاد کرده است. فراتر از این جناس بصری، اثر ماطر تفسیری از ماهیت دین ارائه می‌کند که در کشاکش ایدئولوژی و کارکردهای سیاسی دین اسلام خصوصاً در وطن او، حج را نه مختص به مکه و عربستان، بلکه از قوانین بنیادین هستی معرفی می‌کند که حضوری همه‌جایی و بی‌مرز دارد.


 
مغناطیسم، (2012)


نمادهای بصری پدید آمده در خلال فرهنگ اسلامی در آثار دیگر ماطر نیز حضور پر رنگی دارد. او در مورد ترکیب عکس‌های رادیولوژی بدن و تذهیب در مجموعه‌ی «نقاشی‌های پرتو ایکس»  که از اولین کارهای مشهور اوست می‌گوید: «می‌خواستم از کارماده‌هایی که به زمینه‌ی کاری خودم در بیمارستان مربوط بود استفاده کنم، همین طور از تذهیب که با بستر فرهنگی کشورم عجین است. تذهیب یکی از راه‌های نمایش بدن در فرهنگ اسلامی است و عکس‌های رادیولوژی راهی برای نمایش درون بدن از خلال نور است.»


 
مجموعه‌ی پرتو ایکس، (2008)


اشتیاق شدید ماطر به آموزش و ایجاد تغییر، شاید از شغلی‌ پزشکی و مجموعه‌ای از مشاهدات صریح و بی‌پرده‌ی او از زمانه‌اش نشأت گرفته است. احمد در دوران نوجوانی مجبور بود به دنبال موسیقی و رقصی که آن زمان در تلویزیون عربستان ممنوع بود روی پشت‌بام خانه‌ برود و آنتن را در جستجوی سیگنال‌هایی از یمن، دریای سرخ و مصر به سوی آسمان نشانه بگیرد. 


          
آنتن(2010)


«نحوه‌ی انتخاب کیوریتورها و گردانندگان هنر، حرفه‌ای نیست. بی‌ینال‌ها و نمایشگاه‌های خارج از عربستان نیز به آثاری که وزرات معرفی می‌کند معترض هستند. به نظر می‌رسد بیش از کیفیت آثار، پیروی از خط‌مشی حکومت مد نظر است.» او در ادامه می‌گوید: «هنر، ثبت تاریخ است و تهی شدنش از واقعیت و انتقاد خطرناک است. اینگونه صرفاً تاریخی که دلخواه حکومت‌هاست امکان ماندگاری پیدا می‌کند. در نتیجه نحوه‌ی مدیریت آثار هنرمندان توسط حکومت، ما را به نمایش بیشتر آثار در خارج از امپراتوری عربستان سوق داد.» 
مکتب جدید هنر عربستان روزگار سختی را از سر گذرانده است. در این کشور، هنر به معنای سنتی کلمه به خوشنویسی یا نقاشی اسب‌های قشنگ محدود می‌شود. چالش مهم دیگر برای هنرمندان نوگرای عربستان، جو فرهنگی ناپذیرای آن است. به عبارت دیگر، صرفاً با تعداد محدودی گالری و بدون مدارس و دانشگاه‌های هنرهای زیبا و حتی سینما، هنر معاصر عربستان تحت سلطه‌ی سیاست‌های به‌شدت محافظه‌کارانه بوده است. 


 
مجموعه‌ی صحرای فاران، (2013)


احمد ماطر که رشته‌ی پزشکی را به دلیل امکان طراحی آناتومی برای تحصیل انتخاب کرده بود، یکی از چند هنرمند خودآموخته‌ی خوش‌شانسی است که در دهه‌ی نود میلادی توانستند از استودیو‌هایی که در دهکده‌ی هنرمندان المفتاحه  تحت حمایت شاهزاده خالد الفیصل ایجاد شده بود استفاده کنند. عبدالناصر غارم  یکی دیگر از هنرمندان المفتاحه است که در دهه‌ی نود میلادی برای آموختن هنر و امکان مطالعه‌ی کتاب‌های ممنوعه در کشورش، چند هفته را در لندن سپری کرد. او که روزانه 9 ساعت را با یک خط اینترنت دیال‌آپ سر می‌کرد تا بتواند تصاویر آثار مارسل دوشان ، جوزف بویز  و اندی وارهل  را دانلود کند می‌گوید: «هنر سنتی عربستان، نقاشی پروانه و کوه بود؛ بدون هیچ نشانی از واقعیت روزگار ما در کشاکش جنگ‌های عراق، افعانستان و تا به حال.»
استیون استاپلتون ، یکی از مؤسسین عصر عربی که در پی کشف استعداد‌های هنر عربستان است می‌گوید: «زمان دیدن خانه یا استودیوی بعضی هنرمندان، دادمان در میاید که این کارها چه مزخرفاتی است که صرفاً دنیا را زشت‌تر می‌کند! اما باید به بستر و زمینه‌ی تولید این آثار نیز توجه کرد. در حقیقت هنرمندان عربستان تلاش می‌کنند تا بدون هیچ آموزش هنر یا حتی کتابخانه‌ای، در میانه‌ی دنیای هنر معاصر بپرند. تقریباً همه چیز در شروع کار ما این طور بود، اما باید از این وضعیت چشم‌پوشی کرد و از ورای آن، به دنبال موارد قابل‌تامل و جذاب گشت.»


منابع

www.ahmedmater.com
www.theguardian.com/artanddesign/2012/oct/04/saudi-artists-find-outlet-in-britain
www.artasiapacific.com/Magazine/107/MeccaJourneysAhmedMater